او را نه زن بود همه در يك سراى : عايشه و سوده و حفصه و ام حبيبه و صفيه از آن جملت » سه تن را نام نمىبرد كه نام آن سه تن را بر حسب طبقات الكبير مىآورم :
ام سلمه ، ميمونه ، جويريه . طبقا الكبير ج 8 . ص 158 در باب مهر خديجهء كبرى متن ما مىگويد :
« . . . رسول عليه السلام مهر خديجه دوازده اوقيه زر كرد و همچنين از آن جمله زنان . » متن حاضر . ص 201 . س 16 - 15 .
دربارهء مهر زنان پيغمبر فصلى در طبقات الكبير آمده است : « ذكر مهور نساء النبى صلعم » ، كه با خبر متن ما به گونهاى همداستان است : « كان صداق رسول الله اثنتى عشرة اوقيه و نشا فذلك خمس مائة درهم . . . »
طبقات الكبير . ج 8 . ص 116 - 115 .
اما اين نكته كه مهر زنان رسول صلعم دوازده اوقيه باشد در متنها يكسان مورد تأىيد نيست . در ترجمهء سيرت رسول الله آمده است :
« پس چون خديجه اين پيغام بفرستاد سيد صلوات الله عليه برخاست و احوال با اعمام خود ، عباس و حمزه ، رضى الله عنها بگفت . ايشان شاده شدند بدين كار از بهر پيغمبر صلوات الله عليه . پس حمزه رضى الله عنه از ميان اعمام با پيغمبر صلوات الله عليه برفت پيش پدر خديجه ، خويلد بن اسد ، و خديجه از بهر وى بخواست و نكاح ببست و بيست سر اشتر مادهء برنا صداق وى كرد . »
ترجمهء سيرت رسول الله . نصف اول . ص 167 و نيز : ص 1102 - 1100 .
در متن ما جائى ديگر مىگويد :
« و رسول عليه السلام صفيه دختر حيى اخطب النضرى را از خيبر برگزيد از براى خود از ميان غنيمت . پس آزادش كرد و در نكاح آورد و آزاد كردنش مهر او كرد . » شرف النبى . ص 203 - 202 - نيز ناسخ التواريخ . ص 515 .
در ناسخ التواريخ قولى است كه گوياى سنت يكسان بودن مهر زنان رسول ص است :
« اسماء بنت نعمان بن ابى الجون الكنديه . . . خواستار شد كه دخترش را به تزويج حضرت رسول در آورد پيغمبر او را به دوازده اوقيه و نيم نقره كابين بست .
عرض كرد زياده كن فرمود از زنان خود هيچيك را زياده بر اين كابين نبستهام و هيچ دختر خود را از اين افزون شوهر ندادهام . »
ناسخ التواريخ . چاپ رحلى . امير كبير . ص 517
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 643
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٦٤٣