چنان كه در هيچ سال س 11 - با : ربح و سود س 11 - پ : نديده بودند و بازگرديد س 12 - پ : با مكه آيد ، با : باز مكه آيند س 13 - پ و با : سود نكردهام س 19 - پ : هفتاد كنيزك به خدمت او بايستادندى س 19 و 21 - عبارت « داشتى او را به گيسو . . . برگرفتندى و آنجا بردندى » ندارد س 21 - رسول را ديد صلعم 23 - پ و با : فريشتهاى 23 - اساس : « چپ » ندارد س 25 - پ : او سيد است س 26 - پ و با : شخص براى من مىآيد س 27 - پ : خود برجست و بر در س 28 - پ : سيد را ديد صلعم .
ص 49 س 1 - پ : محمد است يا نه پس رسول او را بشارت س 2 - پ : آنچه او و س 6 - پ : سيد است يا نه پس سيد صلع برنشست س 7 - پ : او رسول است س 13 - پ : برو دوستى نداده س 13 - پ : پنهان دار تو و س 14 - پ : آزاد كردم و ترا س 14 - پ : هست و سيد را س 15 - پ : ابو طالب س 18 - پ :
آن شب بر جامه س 21 - اساس : بو طالب و سيد آمدند س 22 - پ : خانهء خديجه س 25 - پ : اين خداى تعالى كرده .
ص 50 س 1 - پ : سلام ايشان باز داد و سيد را س 3 - پ : دوستى زيادت شده س 5 - پ : تا ترا سلام كنم و تو دختر برادرت س 6 - پ : عمرو گفت س 9 - پ :
ابو طالب س 16 - پ : « آن است » ندارد س 17 - پ : ورثه اسماعيل و زرع ابراهيم . متن از با است س 19 - با : بر جمله مردمان س 20 - اساس : با هيچ مقابله نكنند . س 20 - پ : « بر او » ندارد س 23 - پ : حظى نيستشونده . با :
است رونده س 25 - پ : درود خدا بر ما س 26 و 27 - پ : يمانى به عم فرستاد س 28 - سيد آن شب س 28 - پ : با بو طالب به خانه رود .
ص 51 س 1 - پ : سيد بگرفت س 2 - پ : اهل خود باش و عم بگذار س 3 - پ :
سيد همچنان س 4 - پ : با دلى خرم س 4 - پ : ابو طالب س 7 و 8 گفت چه كردم س 11 - پ : آرى تو دادى س 14 - پ : او درويش است از مال دنيايى س 14 - پ : اگر او درويش است س 15 - پ : چندان است كه س 18 - پ : سيد با خديجه س 22 - پ : سيد را برگرفتند س 26 - پ : چون رسول صلعم س 28 - پ : ترسيدى .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 547
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٥٤٧