تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
ص 35 س 34 - پ : از آن همه زنان س 5 - پ : « از ايشان » ندارد س 6 - پ : پر شده بود س 6 - پ : عبارت « طاقت نمىداشتم . . . سبوئى بزرگ و » ندارد س 9 - پ : « بود » ندارد س 12 - پ : از چشمها اشك نمىچكيد س 18 - با : نمىيارستم س 19 - پ : پنهان دار . ص 36 س 5 - با : « دره » ندارد س 8 - با : تو فرستاد س 12 - پ : « كه همچون ترسناكى شده‌اى » ندارد س 15 - پ : هر يك فرزندى ، با : هر يكى س 16 - با : آورده بودند س 18 - با : بنى هاشم س 24 - با : مىرفتم س 25 - با : مىآمدم س 25 - با : مىرفتم س 27 - اساس و با : « كه فرزندى را شير دهند » ندارد . ص 37 س 1 - پ : عادت بود عرب را س 2 - پ : حليمه او بخنديد س 3 - پ : نيكواند س 4 - پ : يتيم است نا س 8 - با : با كراهتى س 8 و 9 - پ : « من گفتم بالله كه باز آيم » ندارد س 9 - پ و با : مشورت كردم س 10 - پ : وى انداخت س 11 - اساس : با پس نروم س 12 - با : به سبب آنكه س 17 - پ : هر يك فرزندى به دست آوردند س 18 - پ : به خدا كه من محمد س 20 - پ : تعبير آن در س 27 - پ : اهلا و سهلا يا حليمه س 28 - پ : صوف پيچيده . ص 38 س 6 - ميان چشمش س 7 - با : عرضه كردم س 8 - با : نخورد و سر بگردانيد س 8 - با : ابن عباس گويد س 11 - پ : رسول خوردى و س 12 - پ : و با : تا نخست رسول س 13 - پ : و نزديك س 13 - پ : بر پيغمبر س 15 - پ : كه كس با س 18 - پ : شب سوم س 21 - پ : آهسته بيدار كردم و او را س 25 - با : مردمان وداع . ص 39 س 1 و 2 - با : آواز مىدادند و مىگفتند س 3 - با : و در راه چنان س 4 و 5 - با : مىگفتند و مىشنيدم س 5 - با : سخن مىگفت س 8 - با : بر پشت من كيست بر پشت من سر 10 - با : حبيب رب العالمين س 12 - با : چون محمد ( ص ) س 13 - با : بركتى بسيار س 13 - با : گوسپندان س 20 - با :