تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
شما به عيسى رويد كه او روح اللّه است . پس به عيسى روند . گويد : من شفاعت نتوانم كرد . ( 1 ) و لكن شما به محمد مصطفى عليه السلام رويد . پس به من آيند كه محمدم ، من گويم من شفاعت نكنم و بروم و دستورى خواهم از خداى تعالى و دستورى دهد و در حضرت ذو الجلال بايستم و حق تعالى مرا الهام كند تا محامد و ستايشهاى خداى تعالى بگويم كه من قادر نيستم كه اكنون شرح آن بگويم . پس سر بر سجده نهم . حق تعالى ندا كند كه يا محمد ، سر بر دار از زمين و سخن بگوى تا به سمع قبول شنيده آيد ، و آنچه خواهى سؤال كن تا داده شود ، و شفاعت كن در حق آنكه خواهى تا شفاعت تو قبول كرده آيد . ( 2 ) من گويم : يا رب امتى امتى . پس گويد برو و هر كرا در دل مقدار گندمى يا دانهء جوى ايمان در دل است ، او را از دوزخ بيرون آور . من بروم و پس باز گردم و ديگر باره حمد و ستايش حق تعالى بگويم و سر بر زمين نهم . پس مرا گويند يا محمد ، سر از زمين بر دار و سخن بگوى تا شنوده آيد ، و بخواه تا بخشيده شود ، و شفاعت كن تا قبول افتد . من گويم : امتى امتى . پس گويند : اى محمد ، برو و هر كه را در دل
a
92
I
مقدار دانهء سپندان ايمان است از دوزخ بيرون آر . من بروم و آنچه فرموده باشد بكنم و باز آيم و خداى را تبارك و تعالى به ستايش و ثنا ياد كنم و سر بر سجده نهم . مرا گويند سر از زمين بر دار يا محمد ، و بگو تا بشنوم و بخواه تا بدهم و شفاعت كن تا قبول كنم ، من گويم : يا رب امتى امتى ، مرا گويند برو و هر كرا در دل كمتر كمتر كمتر از مثقال دانه‌اى خردل ايمان هست از دوزخ بيرون آر . سه بار همچنين مىروم و آنچه فرموده باشد مىكنم . ( 3 ) و در بعضى روايات آمده است كه رسول عليه السلام گفت بار چهارم برخيزم و خداى را عز و علا به ثنا و ستايش ياد كنم و سر بر سجده نهم . پس مرا گويند سر بر دار و سخن بگوى تا بشنوند و بخواه تا بدهند و شفاعت كن تا قبول افتد . پس سر بر دارم و گويم يا رب ، مرا دستورى ده در حق آنكه گويندهء كلمهء لا إله الا اللّه
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 531 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى