لوائى ديگر بسازند از براى قومى كه از خداى تعالى ترسند در سر و جهر و شب و روز عبادت كنند ، و ايشان را ابرار خوانند و منادىاى ندا كند كه : اين الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كافورا . و ايشان در پس لواى خويش به بهشت روند . ( 1 ) پس لوائى ديگر بسازند و منادىاى ندا كند كه كجااند آنان كه وفا كردند به نذر و بترسند از روزى كه شر آن روز پراكنده باشد ، قوم صفت خويش بشناسند و گويند : لبيك . گويد حق تعالى مىگويد :
فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ ،
تا آنجا كه لؤلؤا منثورا ، و اين قوم در پس لواى خويش به بهشت روند . ( 2 ) پس لواى ديگر بسازند و منادىاى ندا كند كه : اين من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى كجااند آنان كه بترسيدند از خداى تعالى و نفس خود از هوا باز زدند ، آن قوم صفت خود بشناسند ، گويند : لبيك ، گويد :
فان الجنة هى المأوى ، و ايشان با لواى خويش به بهشت روند .
( 3 ) گفت خداى را عز و جل بندگانى هستند كه طاعت دارى كرده باشند و نامههاى ايشان به عليين برند و منادىاى ندا كند . ايشان صفت خويش بشناسند و با لواى خويش به بهشت روند . ( 4 ) پس لوائى ديگر بسازند و منادىاى ندا كند كه كجااند آنان كه خير البريهاند . ايشان صفت خويش بشناسند و گويند ما را از براى چه مىخوانى ؟ او گويد : جزاؤهم عند ربهم جنات عدن پس با لواى خويش به بهشت روند .
( 5 ) ابن عباس گويد اين جمع كه گفتم نود جمعاند و دو مرد ، يكى حبيب نجار صاحب انطاكيه و ديگر صاحب قرين كه خداى تعالى گفته است :
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ .
( 6 ) ابن عباس گفت چون همه در بهشت روند و آرام گيرند هر يكى را بر قدر اعمال درجات بدهند چنان كه خداى تعالى مىگويد :
انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا .
و آوردهاند كه چون لواى رسول عليه السلام در عرصات قيامت بزنند ، آتش دوزخ در هيچ كس از اهل دوزخ
aI
9
I
اثر نكند