تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
السلام گفت : صلوات بسيار دهيد بر من . على بن ابى طالب گفت كه من گفتم يا رسول اللّه صلوات ما به تو رسد پس از آن كه تو از ما مفارقت كرده باشى . گفت : بلى يا على ، كه خداى تعالى بگماشته است بر گور من فرشته‌اى نام او صلصايل و او در صورت خروسى است پشتش زير عرش خداى عز و جل باشد ، و چنگهاش در زير زمين هفتم و او را سه پر باشد . و چون پرها بگشايد يكى به مشرق باشد و يكى به مغرب و يكى بر سر گور من . چون بندهء مؤمن گويد : اللهم صل على محمد و آل محمد تا آنجا كه حميد مجيد . ( 1 ) اين فرشته اين كلمات از دهان آن بنده چنان برچيند كه مرغ كه دانه‌چيند و او بر سر گور من پهن باز كند و گويد : يا محمد فلان پسر فلان
bI
7
I
صلوات داد بر تو و درود فرستاد بر تو . پس آن صلوات و درود بنويسند از براى آن بنده بر رقى از نور به مشك اذفر ، و بيست هزار درجه از براى او بيفرازند ، و بيست هزار حسنه در ديوان او بنويسند ، و بيست هزار بدى از ديوان او بسترند ، و بيست هزار درخت بر كنار جوى كوثر بازنشانند و آن نامه را مهر كنند به مشك اذفر و بر بالين من بنهند ، و اول كسى كه زمين شكافته شود روز قيامت از او ، من باشم ، ( 2 ) پس جبريل بيايد و چهارپائى بيارد بر ميان دو چشم او نبشته : لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه ، و او را هفتاد هزار پر باشد در زير هر پرى زنگلى زرين به مشك اذفر آگنده ، و آن زنگل تسبيح مىكند به زبان خويش ، چنان كه آن زنگل كه در پهلوش باشد نداند كه او چه مىگويد . و آن جلجل تسبيح و تهليل و تحميد خداوند عالميان مىگويد . پس من لواى حمد به رضوان بهشت دهم و بر ميان لواى حمد نبشته است كه : لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه و لواى حمد چنان باشد كه اگر باز گشايند جمله بنى آدم در زير آن توانند بود . جبريل بر دست راست من باشد و ميكايل بر دست چپ من باشد ، و مىآيند و تسبيح و تهليل و تحميد مىكنند با زنگلهاى براق تا آنگاه كه من لواى حمد نزديك ميزان فرو زنم و ترازو در آويزند و بندگان را بخوانند به حسابگاه . ( 3 ) و