اعرابىاى ناقهاى بياورد و بر او سبق برد . پس رسول عليه السلام عجب داشت و گفت :
ان من قدر اللّه تعالى لا يرتفع شىء إلا وضعه .
( 1 ) گفت : از تقدير خداى تعالى آن است كه هيچ چيز بالا نگيرد الا كه خداى تعالى آن را فرو نهد . و ناقهاى ديگر را نام جدعا بود .
و نام ناقههائى كه آبستن شدند و شير دادندى برده بود و بغوم .
و گفتهاند كه هفت ناقهء آبستن داشت ، جماعتى غارت كردند بر آن ، و غلامى از آن رسول عليه السلام بود نام او يسار ، او را بكشتند و اشتران براندند . پس امير المؤمنين على را از پى ايشان بفرستاد ، و ايشان را باز گردانيد و دستهاى راست ايشان ببريد و پاهاى ايشان ببريد ، و چشمهاى ايشان بكند و بياويخت در آفتاب .
و آن جماعت را عرنيين خواندندى .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٣٥٨