اهل - همسر ، زن
oa
2 باز خوردن - نوشيدن
a
37 ،
b
3
I
، برخان
IIb
، برى خوان ( ؟ )
a
7
I
، به دروغ داشتن
b
9
II
، به دروغزن داشتن
a
2
Io
، بىسامانى نكند - لم يفسق
b
33
I
، ( پليد باشد بىسامان كار )
b
33
I
،
a
7
Io
، پرستك
a
9 ، پس روى - پيروى
b
7
Io
، پسينگان
a
25 ، پول - پل
b
67 تا الى يومنا هذا
b
58 ، تبش آتش
a
8
I
، تفكير
b
38 ، جرجير - ككج
a
36 ، جمنده
Iooa
، خسر
b
88 ، خوابنيدن
b
9
I
، دبهخايه
a
7 ، درشتخو
b
7
Io
، دست بر زدن گرفتن
a
7
I
، دل ماندگى
b
27 ،
b
9
I
، دوسانيدن
b
56 دوگوشى ( نوعى كلاه )
Ia
3 ، روزهدار نماز كن
Ib
4
I
، ريزيدن
oa
4
I
، زناشوهرى
a
33 ، زهره چكيدن
a
3
I
، ستيهنده
a
25 ، فرزندك
b
47
I
، فرياد خواندن
oa
3
I
، فرياد كردن
oa
3
I
، گستاخى كردن
a
38 ، گناه گذاردن
a
39 ، مادرت باز مياباد
b
7
I
، مهمان خدا
b
57 ، نماز كن
Ib
4
I
، و اسرى - واراسا
b
59
I
، هاگرفتندى
a
28 .
كاربرد نوعى فعل در اين متن ديده مىشود كه از شيوهء فعلهاى پيرو و پايه به دور است :
« مىگفتند اى حليمه ، تو امروز به دختران پادشاهان مانى از تنعم و نازكى و ديروز رنگ تو گرديده بود و در سختى بودى ، ترا حالتى افتاده است . و من هيچ نمىيارم گفت . » ص 53 « با خود گفتم اگر من در منزلى از منازل بنى سعد توقف كردمى مرا بهتر بودى . پس بيامدم و در خانهاى مىروم و بيرون مىآيم و در ديگرى مىروم . » ص 36 « پس پير بيرون آمد و من آواز دندان او مىشنوم كه بر هم مىآيد و زانوهاش مىلرزد . و عصا از دست بينداخت و مىگريست . »
ص 43 « فاطمه مىگفت . . اى پدر من كه خداى تعالى او را بخواند و او اجابت كرد ، اى پدر من كه بهشت فردوس مأواى او است ، اى پدر من كه چه نزديك است به خداى تعالى ، اى پدر من كه خبر مرگش به جبريل دهم . » ص 460 و گاه حذف شناسهء فعل به قرينهء پيشتر ديده مىشود :
« رسول گفت : نمىدانم كه اين ديوارها شكايت كرده بودند از برهنگى تا شما جامه درو پوشانيدى . » ص 15