رسالتمآب برو متمثّل گرديده در مجلس او حاضر شد او با كمال مسارعت و اضطراب بواسطه ء تعظيم و تكريم نبىّ ايزد وهّاب در عالم خواب برخاست و سلام كرد حضرت رسول ايزد مجيد روى مبارك ازو گردانيد أبو بكر در عالم رؤيا چنان مىبيند كه به طرفى كه روى مبارك حضرت نبىّ الله تعالى و تبارك بود بمقابل او آمده كرّة ثانيه به حضرت سيّد الانام سلام كرد باز آن حضرت روى ازو بگردانيد و ميل بجانب ديگر نمود أبو بكر در آن زمان آزرده و حيران گشته زود به مقابل حضرت نبىّ المحمود آمده معروض رأى فيض اقتضاء نمود كه يا رسول الله ( ص ) مرا به هيچ أمر مأمور گردانيدى كه من آن أمر شما را بخير انجام و انصرام نرسانيدم الحمد لله و حسن توفيقه كه هرگز خلاف حكم حضرت سيّد عالم از من بظهور نرسيد .
حضرت صلَّى الله عليه و آله در جواب أبو بكر فرمود كه : چون من جواب سلام تو دهم كه تو اظهار عداوت و دشمنى با كسى كه خداى أقدس و رسول مقدّس أمر و حكم بموالات و دوستى او نمودند مينمائى ، و به غير استحقاق تصرّف در حقّ او ميفرمائى زود ردّ حقّ بمستحقّ آن نماى و أصلا در آن باب تأخير را جايز ندانسته مسارعت فرماى .
أبو بكر گفت : يا رسول الله ( ص ) أهل حقّ كيست ؟ حضرت نبىّ المحمود فرمود آن كسى كه ترا عتاب نمود على عليه السّلام است .
أبو بكر گفت : يا نبىّ الله من ردّ حقّ او كردم و خود را از خطاب و عتاب شما و آن ولايتمآب مستخلص گردانيدم ، چون كلام به اين مقام رسانيد ديگر رسول عليه الصّلوة و السّلام را نديد و از خواب بيدار گرديد .
و چون صبح طالع شد پگاه به خدمت حضرت على ولىّ الله عليه السّلام
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٩٥