بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا به حضرت خداى تعالى قسم است كه آيا منم آنكه حاضر شدم در آخر كلام سيّد الأنام عليه صلوات ملك العلَّام و متولَّى غسل و دفن آن حضرت گشتم يا توئى ؟ گفت : اى أبو الحسن بلكه توئى .
باز گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تعالى قسم است كه آيا توئى كسى كه رابطه خويشى و علاقه قرابتى شما به آن رسول قريشى از تمامى امم سبقت و پيشى گرفته يا منم ؟ گفت : بلكه توئى يا أبو الحسن .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم قسم است كه آيا توئى آن كسى كه خداى تعالى او را در هنگام ضرورت و احتياج دينارى اعطا نمود و جبرئيل با او معامله فرمود و حضرت محمّد صلَّى الله بر آن اضافه نمودى و أولاد او را اطعام نمودى يا منم ؟
از حضرت امام النّاطق الأمين جعفر بن محمّد الصّادق عليهم السّلام مروى و منقول است كه : چون حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام كلام صدق التيام به اين مقام رسانيد أبو بكر بگريست و بعد از آن گفت يا أبو الحسن بلكه توئى .
آنگاه گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم تعالى قسم است كه آيا توئى كه حضرت پيغمبر ويرا بر كتف مبارك خود سوار گردانيد در هنگام طرح أصنام از بيت الله الحرام و كسر صور لئام آن أوثان بالتّمام و آنقدر عزّت و شرف بهم رسيد اگر ميخواستى كه افق آسمانها را بدست گيرى هر آينه قدرت داشتى يا من بودم ؟
گفت : يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم قسم است كه آيا توئى آنكه حضرت
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٩٢