تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
يا محمّد حضرت موسى بن عمران يوشع بن نون را وصىّ و نائب مناب و قايم مقام خويش گردانيد و چون يوشع نبىّ أعلم بنى اسرائيل و مطيعترين آن طايفه بر خداى منّان و موسى بن عمران بود و ريبه ء خشيت و خوف او را ساير مردمان صعب مزيدت در جهان داشت بنا بر أمر و حكم ايزد تعالى حضرت موسى عليه سلام الملك العليّ او را وصىّ خود گردانيد چنانچه شما رسول حضرت واحد غنىّ على ( ع ) را بنا بر حكم قادر عالم وصىّ خويش گردانيديد ، و حضرت موسى ( ع ) و التّحيّه در باب يوشع أمر چند بامّت در طريقت اطاعت و متابعت آن حضرت فرمود و چون موسى كليم عليه التّحيّة و التّسليم غيبت نمود بنى اسرائيل خصوصا سبط موسى برو حسد بردند و آن حضرت را لعن ميكردند و در أكثر محالّ و مقام قذف و دشنام آن نبىّ ايزد علَّام ميدادند و عنف و تعدّى و تفريط و بيحيايى بسيار نسبت به آن عزيز ايزد جبّار بيّن و اظهار مينمودند بلكه به جهت خفّت و سبكى آن حضرت در نزد بنى اسرائيل و ساير امّت او را متّهم بأفعال نامرضيّه و أعمال شنيعه ميفرمودند يا نبىّ الجميل امّت شما نيز بعد از غيبت شما شيوه ء سنّت بنى اسرائيل را برداشته طريقه ء مخالفت پيش گيرند و تكذيب وصىّ شما و انكار أمر او و اظهار خلاف نمايند بلكه نسبت غلط به آن حضرت در علم و در أحكام شرايع دين تو اى نبىّ الاكرام از روى كذب خواهند داد . من چون اين سخنان استماع نمودم از حضرت رسول مهربان استفهام و استعلام نموده پرسيدم كه : يا رسول الله پدر و مادرم فداى تو باد اين كيست كه با شما در تكلَّم است ؟ حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود كه : اين فرشته ايست از فرشتگان پروردگارم عزّ و جلّ ذكره كه مرا از حقايق احوال مستقبل