گردانيدى چون ايزد تعالى راضى بمشقت و تعب آن نبى العجم و العرب نبود لهذا امر بخفت آزار و تعب آن برگزيده ايزد معبود نمود با آن حال چندان گريستى كه در بعضى اوقات بيهوش شدى چنانچه يكى از اصحاب روزى به حضرت رسالتمآب گفت يا سيد عالم حضرت مهيمن اكرم ذات فايض البركات شما را بوثيقه كريمه ء * ( لِيَغْفِرَ لَكَ الله ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَما تَأَخَّرَ ) * مغفور و ايمن از جميع آزار و الم جهنم گردانيد و شما پيوسته محزون و متألم و مقرون بغم و هم شده خود را آزرده ميداريد ؟ حضرت رسول رب غفور گفت چنين است ليكن من دوست ميدارم كه از جمله ء بنده هاى شكور حضرت ايزد صبور باشم و اگر چه جبال با داود نبى واهب متعال ساير گشته با او تسبيح ميكرد اما آنچه حضرت محمد خاتم الرسل به عمل آورد از آن بسيار افضل بود زيرا كه ما در جبل حرا با حضرت نبى الورى بوديم كه آن كوه از شكوه آن حضرت ( ص ) به حركت درآمد در آن وقت سيد البشر به آن جبل فرمود كه قرار گير كه در بالاى تو به غير نبى يا صديق يا شهيد ديگرى مقام پذير نيست في الفور آن كوه به حكم آن رسول ايزد سبوح بامتثال امر آن پيغمبر جليل القدر و اطاعت حكم آن سرور قرار در مقر خود گرفت و ديگر اى يهودى ما در بعضى از اسفار در خدمت حضرت نبى المختار بوديم روزى در هنگام سير و سياحت بكوهى رسيديم ديديم كه از بعضى كوه از روى حزن و اندوه آب چشم بيرون مىآمد حضرت رسول عز و جل فرمود كه يا جبل براى چه در حزن و اندوهى و وجه گريه چيست از جبل آواز بلند گرديد كه يا رسول واهب مجيد پيش ازين مدت مديد است كه حضرت مسيح ( ع ) روزى از بالاى من ميگذشت و مردم را به
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٥٩