اهل تبعه ء بهيمه لشكر زنان كه به مجرد بانك اجابت نمائيد و همان كه مهلكه را ديديد گريختيد آب شما تلخ و شور و دين شما نفاق و مهجور و اخلاق شما ناملايم است ، اتفاق شما نفاق و اشفاق شما شقاق است چون خطبه را تمام فرمود روى به منزل و مقام آورد ، ما نيز با آن حضرت روان شديم چون بمقام حسن بصرى رسيد در آن محل او وضو ميكرد حضرت ولى الله گفت :
يا حسن وضوى خود را نيكو كن . حسن بصرى گفت :
يا امير المؤمنين ، جمعى كه وضو را بغايت نيكو ميكردند و شهادت به كلمه طيبه : * ( لا إِله إِلَّا الله ) * * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله ) * ميدادند و نماز پنجگانه بواسطه حضرت ايزد يگانه بجاى مىآوردند ديروز بقتل رسانيدى حضرت على گفت : كار ما چنانست كه مشاهده نمودى ، پس شما را چه مانع است از آن كه مدد و اعانت دشمنان ما نمائى و برفاقت آن جماعت بر ما خروج فرمائى ؟ او گفت : و الله بخداى عالم قسم است كه من در اين سخن تصديق تو نمايم يا امير المؤمنين ( ع ) در صباح ديروز غسل كردم و حنوط بر خود ريختم و خويش را بسلاح خود مسلح ساختم و خواستم كه بجنگ شما آيم زيرا كه هيچ گونه شك مرا نبود در اينكه تخلف از جيش ام المؤمنين عايشه كفر است ، چون بيرون آمدم و بموضع حربيه رسيدم منادى ندا نمود كه :
يا حسن كجا ميروى برگرد كه قاتل و مقتول در اين كارزار هر دو در روز شمار به عذاب نار گرفتارند ، از اين ندا برگشتم و با كمال ملال و اندوه به خانه خود نشستم باز چون روز دوم شد بخاطرم رسيد كه شكى نيست كه تخلف از ام المؤمنين عين كفر و شرمندگى حضرت سيد المرسلين در يوم الدين
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٢١١