نه بواسطه آن جزاست كه در ظن و خاطر تو مستتر است ، من بواسطه اغترار مردم نميروم بلكه بواسطه ء اطلاع بر حقيقت احوال منازعه فريقين ميروم و اگر بنشينم نيز مرا حرج نيست ، و اگر بيرون روم مرا ازدياد اجر آخرت نخواهد بود و من بسيار مشتاق رفتن نيستم . از حضرت امام الهمام جعفر بن محمد - الصادق ( ع ) مروى و منقولست كه چون ام سلمه ملاحظه ندامت في الجمله از عايشه نمود انشاء اين ابيات فرمود :
لو كان من ذلة معتصما احد
لكانت لعائشة الرتبى على الناس
من زوجة لرسول الله فاضلة
و ذكر آى من القرآن مدارس
و حكمة لم تكن الَّا لها حسبها و في
الصدر يذهب عنها كلّ وسواس
يستنزع الله من قول عقولهم
حتّى يمرّ الَّذي يقضى على الراس
و يرحم الله ام المؤمنين لقد
تبدلت في ايحاشا بايناس
عايشه گفت : اى خواهر مرا دشنام ميدهى ؟ ام سلمه گفت : به تو دشنام نمىدهم اما در وقتى كه فتنه برخاست و آشوب در ميان امت پيدا شد ، چشم مردم پوشيده شود بلكه اكثر آن در نظر مردم پنهان ماند ، و در هنگامى كه فتنه منتهى گردد هر عاقل و جاهل بينا گردند يا در آن زمان نابينا و حيران بودند
ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على ( ع ) بعد از دخول بصره
و انقضاى ايام چند بر اصحاب كه ميگفتند : آن حضرت قسمت غنايم بسويت عدل در ميان رعيت نمينمايد و بيان مسائل كه از آن حضرت سؤال نمودند در خطبه كه براى آن جماعت خطبه فرمود .