تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
شتران تشنه بر سر آب حوض كه به سينه و كوهان منع هجوم يك ديگر نمايند چنان بر سر من هجوم كرديد كه گمان من شد كه مگر به قصد قتل من آمديد يا بعضى شما بعض ديگر را مقتول ميگردانيد ، چون حال شما بدان منوال مشاهده كردم من نيز دست گشادم شما باراده و اختيار بيعت كرديد ، و بيشتر از همه شماها طلحه و زبير از روى طوع و رغبت و به غير اجبار و كراهت بر من بيعت كردند و اندك زمان بر عهد و پيمان لبث و درنگ نكردند ، بلكه در همان ايام و زمان از من طلب اذن براى عمره نمودند و خداى تبارك و تعالى عالم بود بر اينكه ايشان اراده حيلت و غدرت داشتند نه انصرام افعال عمره ، من چون آنها را به قصد و اراده هر دو اعلام كردم ، ايشان قسم بذات ايزد علام ياد نمودند كه خلاف بيعت نكنند و مرتكب بغى و غوايل امت نگردند ، و بر من عهد كردند من نيز تجديد عهد ايشان بر طاعت و متابعت گرفته آنگاه رخصت احرام و انصرام عمره بيت الله الحرام دادم ، همان كه به مكه رسيدند شروع در مخالفت نموده با من وفا نكردند ، نكث و نقض عهد اطاعت من نمودند مرا تعجب است در آن كه ايشان در ايام خلافت ابى بكر و عمر انقياد امر ايشان و اطاعت كردند ، الحال چون با من مخالفت مىنمايند ، من از آن دو كس در هيچ چيز كمتر نيستم و نيست اين تمرد و طغيان الا اغواى شيطان و اطاعت ايشان و اگر من بخواهم و اراده كنم كه در حق ايشان چيزى كه مشتمل بر خسارت دنيا و آخرت ايشان باشد ذكر نمايم هر آينه ميگفتم كه : اللهم اغضب عليهما ، و ظفرنى بهما : يعنى بار خدايا چون بر حقايق احوال افعال طلحه و زبير مطلع و
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 181 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى / بهراد جعفرى