بنشينند و آراى خود را بر خلافت يكى از آن شش نفر مقرّر كرده بلكه بر آن كس بيعت نموده بيرون آيند و تا أمر مشخّص نشود از خانه بيرون نيايند ، و نيز مقرّر نمود كه اگر چهار نفر اتّفاق بر خلافت يكنفر نمايند و يكى از آن جماعت ابا نمايند او را بكشند ، و اگر سه نفر اتّفاق بر ولايت يكنفر كنند و دو نفر ديگر امتناع نمايند آن دو نفر را بقتل آرند چون بموجب فرموده عمل نموده در آراى خود اجتماع بر خلافت عثمان نمودند .
پس چون أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام مطلب و مرام قوم بر بيعت عثمان معلوم كرد بواسطه ء اتمام حجّت بر آن جماعت در ميان ايشان بر خاست و گفت : اى ياران از من كلمه ء چند استماع نمائيد اگر حقّ باشد قبول كنيد و اگر باطل بود ابا و امتناع نمائيد .
چون قوم متوجّه گشتند حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : شما را بخداى تعالى قسم است همان خداى كه اگر راست گوئيد راستى شما را ميداند و اگر دروغ گوئيد بر كذب شما نيز مطَّلع و مخبر است كه آيا در ميان شما به غير من كسى هست كه نماز به دو قبله گزارده باشد ؟ گفتند : نه گفت : بقادر منّان شما را قسم است كه آيا در ميان شما كسى است كه دو بيعت با هم به حضرت سيّد عالم كرده باشد بيعت الفتح و بيع الرّضوان به غير من ؟ گفتند نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم است كه آيا در ميان شما كسى هست كه برادر او در جنّت باحسان حضرت فالق الاصباح مزيّن به دو جناح بود به غير من گفتند نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم است كه آيا در ميان شما كسى هست كه عمّ او سيّد الشّهداء باشد به غير من ؟ گفتند نه .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٠٤