[ پاداشها و كيفرها ] همان اعمال شماست كه به جانب شما بازگردانده مىشود . » آنگاه امام اندكى سر [ مبارك ] خود را پايين انداخت ، سپس [ سر بلند كرد و ] فرمود :
اى مفضّل ! مردم همه سرگشتهاند و در طغيان خود متردّد و سرمستند . اينان از شياطين و طاغوتهاى خود پيروى مىكنند . [ ظاهرا ] چشم دارند ولى [ در واقع ] كورند و نمىبينند . [ ظاهرا ] سخنگويند ، امّا [ در حقيقت ] لالند و نمىانديشند ، [ در ظاهر ] مىشنوند و ليكن [ در حقيقت ] كرند و نمىشنوند . به چيز اندك و پست خشنود گشتند و مىپندارند كه بر راه مستقيم هستند . از راه هوشمندان و اهل كياست منحرف و در چراگاه فاسدان و پليدان به چرا مشغول گشتهاند . گويا اين گروه از فرا رسيدن مرگ ناگهانى در امانند و از مجازات و كيفر بركنارند .
اى واى بر اينان ! چقدر تيره بختند ! و چقدر دشوارى و عذاب آنان دراز است ! در روزى كه هيچ يارى يار ديگر را يارى نمىكند [ و بارى از دوش او بر نمىدارد ] و جز آنكه خدايش رحم كند ، هيچ كدام يارى نمىشوند .
مفضّل مىگويد : از سخنان امام - عليه السّلام - سخت به گريه افتادم . فرمود :
گريه نكن ! اگر پذيرفتى و شناختى خلاصى و نجات مىيابى . آنگاه فرمود : از حيوان آغاز مىكنم تا در بارهء آن نيز همانند چيزهاى ديگر توضيح دهم :
در ساختار و شكل دهى بدنهاى آنها انديشه كن . مانند سنگ سخت نيست ؛ زيرا اگر چنين باشد در وقت كار كردن و حركت نمودن انعطاف پذير نيست . نيز بسيار نرم و سست نيست كه بر پاى خود نايستد بلكه از گوشت نرم است . در ميان گوشتها استخوانهاى سخت و با صلابت آفريده شده و با عصب و عروق و ريشهها
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: المفضل بن عمر الجعفي
ص٨٨