تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
هنگامى كه به دنيا مىآيد ، دو دست ، دو پا و پنج انگشت دارد و انسانها غالبا اين گونه‌اند . امّا اگر كسى به خلاف اين صورت پديد مىآيد به خاطر علتى است كه در رحم پديد مىآيد يا به علّت ماده‌اى است كه جنين از آن پديد مىآيد . چنان كه گاه انسان در كارى كه مىكند تدبير و حكمت به كار مىبندد اما گاه ابزارى ناقص است و مانعى پيش مىآورد . اين امور و نقصها به همين خاطر كه ذكر شد گاه در اولاد حيوان نيز پديد مىآيد ، چنان كه احيانا بچه عضوى زايد دارد ، يا ناقص است و يا مشوّه و درهم ريخته به دنيا مىآيد . امّا اكثر مردم سالم و طبيعى به دنيا مىآيند چنان كه اگر در كار صانعى به خاطر خاصى مسأله‌اى رخ دهد تمام كارهايش بىحكمت نيست ، همچنين اگر در طبيعت مواردى چند رخ نمود كه ظاهرا با تدبير و حكمت نمىسازد نمىتوان سير طبيعت را ناهماهنگ ، ناصواب و بىتدبير و حكمت پنداشت و يا همه چيز آن را تصادفى و اتفاقى دانست [ بلكه اتفاقى آن است كه گاه پيش مىآيد نه اينكه غالب را اتفاقى پنداريم و نادر را كلى شماريم ] پس درست نيست كه كسى به خاطر آنكه گاه به دليل رخ نمودن امرى در كار طبيعت كار خلاف قاعده‌اى سر مىزند ، آن را خلاف طبيعت و بىتدبيرانه بداند . اگر بگويند : چرا چنين وقايعى پديد مىآيد ؟ پاسخ داده مىشود : تا خيال نشود كه همه چيز ضرورتا از طبيعت سر مىزند و جز طبيعت چيزى در كار نيست . بلكه كار آفرينش با تقدير و حكمت آفرينشگر حكيم است ؛ زيرا طبيعت را چنان آفريد كه در بيشتر اوقات بر يك مسير باشد و گاه به خاطر وجود دلايل و علل خاصى از مسير معروف و هميشگى بيرون