تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح المنظومة — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
متافيزيكى زمان ومكان تعريف نمود وخود را پيامبرى انگاشت كه به فراسوى دستگاه ذهني وفاهمهء بشر راه يافته وچنگ انداخته وكارخانهء متافيزيك سازى را كشف نموده است . در نتيجة أو ما بعد الطبيعهء قديم را محصول اين فرايند تحليل كرده وآن را دروغين وپوچ مىخواند . وى در صدد تأسيس علم ما بعد الطبيعهء جديدى بر أساس مبادى تجربى بود « 13 » تا جايگزين پيكر بىجانى سازد كه خود تير خلاص را به آن زده بود . به هر حال از كانت به بعد ديگر علم ما بعد الطبيعة در غرب نتوانست به معناى قديم آن ، يعنى با أصول استوار ولا يتغير هستى شناختى سر بلند كند . أفكار أو به عنوان أصول موضوعه ومسلّم در فلسفه‌هاى بعد از أو تاكنون تداوم يافته وتبديل به باور وسنت فلسفي جزمى گرديد . سر بريدن عقل به پاى تجربه وانتظار خارج از حد توان روش تجربى ومعجزه خواستن از آن ، مهلكه‌اى بود كه فلسفهء غرب را قرنها در كأم خود فرو كشيد . وعده‌هاى رؤيايى وفريبنده فيلسوفان تجربى مسلك وآن همه تفرعن طلبيهاى فلسفي نه تنها محقّق نگشت ، بلكه حاصلى جز حيرت وسرگردانى وبلا تكليفي از آن به بار ننشست . البتة بعدها به تدريج اين مباحث توسط فيلسوفان علم كمي تعديل ومنقح گرديد كه ما در بحث طبيعت از ديدگاه متفكران غربى ، در بارهء آن بيشتر سخن خواهيم راند . منظور از طرح اين مطالب ، تبيين بخشي از ذهنيت وپيشينهء تاريخي ونحوهء تفكر وموضع گيرى مورّخان معاصر فلسفهء غرب در برخورد با فلسفه‌هاى قبل از رنسانس است كه به زعم آنان دچار يوناني مآبي مىباشند . يكى ديگر از تئوريهاى نيمه پنهان وآشكارى كه در تحليل ماهيت فلسفهء
شرح
( 13 ) « تمهيدات » ، ايمانوئل كانت ، ترجمهء دكتر حدّاد عادل ، مركز نشر دانشگاهى ، كانت در سراسر اين كتاب مدعى تأسيس علم ما بعد الطبيعهء جديد براي آيندگان بر أساس مباني وأصول تجربى شده ، ادعايى كه هرگز موفق به انجام آن نگرديد .