فلسفه توسط غربيان است . آنان تاريخ فلسفهء جهان را با تاريخ فلسفهء يونان ورم باستان - به عمد يا به سهو - آغاز كردهاند وفلسفههاى مشرق زمين را مغفول گذاردهاند . براي نمونه مىتوان به آثار كاپلستون ، برتراند راسل ، ويل دورانت ، أميل برهيه و . . . مراجعه كرد . به ندرت در دوران معاصر ، بعضي از مورخان فيلسوف منش غربى مانند كارل ياسپرس « 8 » ويا آلبرت آوى « 9 » به فلسفههاى شرقي اشاراتى گذرا داشتهاند . مشكل اينجاست كه روشن فكران وتحصيل كردگان ما ، حتّى براي آشنايى با تاريخ فلسفه شرق هم ، به منابع غربى رجوع نموده وآنها را ملاك پژوهش وتحقيق قرار مىدهند وخود در پى كاوش جديدى برنمىآيند وهنر آنان در تكرار همان تحليلها وبرداشتهاى كليشهاى كه در منابع غربى ذكر شده ، خلاصه مىگردد .
2 - بررسى ماهيت فلسفهء يونان باستان از ديدگاههاى گوناگون :
يكى از مغالطات زيركانهء ، همين گزينش عنوان واحد براي فلسفهء يونان كهن است كه صرفا لفظي كلى وتنها از زمان خاصّى حكايت مىكند وهيچ معناى محصّل وجامعي كه ما به إزاء دقيقى در برابر آن بتوان نهاد افاده نمىكند . مىدانيم كه أنواع آراء ومكاتب فلسفي در دورهء يونان باستان وجود داشته كه از جنبههاى مختلف قابل بررسى وتقسيمبندى مىباشد . مثلا از حيث الحادي ويا الهى بودن ، اشراق ومشاء ، جزمى ، ( سوفسطايى ) شك گرايى ، طبيعي ( طبيعت گرايى ) وغير طبيعي ، ايستا وپويا ، كثرت گرا ووحدت گرا ، اخلاقى وغير اخلاقى
و
شرح
( 8 ) در مجموعهء گسترده وپر مايهء « فيلسوفان بزرگ » ، ياسپرس آثار كساني مانند كنفوسيوس فيلسوف چينى را معرفى نموده است . رجوع كنيد به « كنفوسيوس » ، نوشتهء ياسپرس ، ترجمهء احمد سميعى ، چاپ خوارزمي ، 1363 ه . ش .
( 9 ) « سير فلسفه در اروپا » ، نوشتهء آلبرت آوى ، ص 7 ، ترجمه على أصغر حلبى ، زوار . وى از زرتشت وألواح بابل وآسورى به اختصار نامبرده ونكاتى را بيان كرده است .