خداى تعالى آن را قبول نمىكند بنا بر آنچه كه در بعضى از اخبار آمده است .
[ معناى دعاى صحيح چيست ؟ ]
اشكال : از امام ابى جعفر جواد عليه السلام روايت شده كه فرمود : اگر دو نفر در حسب و تديّن با همديگر برابر باشند ، اما يكى در ادبيات بالاتر باشد در نزد خدا بهتر از ديگرى است راوى گفت : خدمت امام عرضه داشتم : فدايت شوم برترى ( اديب ) را در نزد مردم در مجالس و محافلشان فهميدم اما فضيلت او در نزد خدا براى چيست ؟ امام عليه السلام جواب فرمود : برترى او در نزد خدا به خاطر قرائت قرآن به همان نحوه كه نازل شده و به خاطر دعاى غير مغلوط است ، زيرا دعاى مغلوط ، به طرف خداى عز و جل ، صعود نمىكند .
شبيه اين گفتار سخن امام صادق عليه السلام است كه فرمود :
ما مردمى فصيح و زبان آوريم ، وقتى سخن ما را نقل مىكنيد ، آنها را درست نقل ( و آشكار ) كنيد .
بنا بر اين اگر مقصود از اين دو حديث معناى ظاهرشان است ، اشكال اين است كه ما در بسيارى موارد دعاهاى مغلوط را مستجاب مىبينيم ، و فراوان مردم صالح و با ورع و كسانى كه دعاى ايشان در مظان استجابت است را مشاهده مىكنيم كه از نحو چيزى نمىدانند . و نيز اگر دعاى شخص مسموع نشود فايدهاى در دعا نيست ، بنا بر اين مامور به دعا هم نيست ، زيرا شخص غير اديب دعايش بىفايده است ، و امر به دعا هم تنها متوجه اديبان ما هر نحوى مىگردد ، بلكه چه بسا اديبان نحوى نيز در بعضى از ادعيه دچار اشتباه مىشوند ، زيرا درست دعا كردن نيازمند به آوردن اضمار و تقدير و حذف است ، و شخصى كه با خشوع و توجه به خدا مشغول دعاست به وجوه ادبيات و قوانين آن توجهى ندارد ، در صورتى كه اين سخنان نادرست و خلاف مشاهدات است ، و خلاف آنچه كه از سخنان معصومين عليهم السلام و سفارشات ايشان مىدانيم مىباشد ، زيرا ايشان مردم را به همه چيزهايى كه مصالح عباد در آن است راهنمايى كردند . از جمله بسيارى از آداب دعا و شرايط آن را بيان كردند كه در اين كتاب با آنها آشنا خواهى شد ، ولى در بيانات ايشان از اعراب و صحيح خواندن خبرى نيست و نه از شناخت علم ادب و نحو . وقتى معناى صحيح اين دو روايت اين وجوه مذكوره نباشد ، پس معناى اين روايات چيست ؟ [ جواب ] پس بدان كه - خداى تو را تاييد كند - چون واقعيت بر خلاف ظاهر اين