خاتمه و راهنمايى
حال كه فضيلت ذكر و دعا را دانستى و آداب آن دو را فهميدى كه بهترين آن دعا و ذكر پنهانى است و فضيلت آن از هفتاد برابر عبادت آشكار نيز بيشتر است ، بدان كه اين سخن از امام باقر و يا امام صادق عليهما السلام در روايتى كه زراره از ايشان نقل كرده است كه : ثواب ذكر پنهانى در نفس مرد را جز خداى نمىداند ، اشاره به قسم سوم از اقسام ذكر است كه بهتر از آن دوى اول است يعنى ذكر پنهانى و نهانى همان است كه در نفس مرد است و جز خداى نمىداند .
بهترين طاعات
بدان كه غير اين اقسام سهگانه ذكر ، قسم چهارمى نيز موجود است كه افضل از همه اينهاست و آن ياد خدا به هنگام برخورد با اوامر و نواهى اوست كه امر را انجام دهد و نهى را به خاطر ترس از خدا و مراقبت او ترك كند . و ابو عبيده خزاعى از امام صادق عليه السلام روايت كرد كه آن حضرت ( ع ) فرمود : آيا تو را خبر ندهم به مشكلترين تكليفى كه خدا واجب كرده است ؟ پاسخ داد : بله ، سپس فرمود : مشكلترين تكليفى كه خدا واجب كرده است رعايت انصاف با مردم و كمك و يارى مالى به برادر مسلمان و ياد زياد خداست ، اما مقصود از ياد خدا گفتن :
« سبحان الله و الحمد لله و لا إله الا الله و الله اكبر » نيست گرچه اين هم ياد خداست ؛ بلكه مقصودم يادآورى خدا به هنگام برخورد با حلالها و حرامهاى الهى است كه اگر به طاعتى برسد به آن عمل مىكند و اگر به معصيتى برسد آن را ترك مىنمايد . نظير اين حديث گفتار جدّ بزرگوار آن حضرت سيد المرسلين است كه فرمود : هر كس طاعت خداى كند خداى تعالى را بسيار ذكر كرده است اگر چه نمازها و روزه و تلاوت قرآن او اندك باشد . بنا بر اين حديث نبوى ، طاعت خدا را ذكر كثير قرار داده است ، با آنكه نماز و روزه و تلاوت قرآن شخص اندك است .
مثل اين سخن حديث پيامبر ( ص ) است كه فرمود : خداى جل و علا مىفرمايد : من هر سخن حكمت آميزى را قبول نمىكنم در صورتى كه مقصود گوينده هواى نفسانى باشد و اگر هدف و خواسته بنده محبت و رضايت من بوده باشد سكوت او را حمد و به عنوان وقار قرار مىدهم گرچه سخن نگفته باشد . پس بنگر چگونه مدار قبولى و ثواب بر عمل بر امور باطنى گذاشته شده است كه آيا در قلب ذكر خدا و آرامش به حق و مراقبت او موجود است يا خير ؟ و هر سخنى از بنده مورد قبول قرار نمىگيرد ، بلكه هر سخنى كه از قلب برخاسته باشد و ميل به خداى سبحان داشته باشد و اوامر خداى را اطاعت كند و از خشم او پرهيز كند با چنين اوصافى