سبحان وقتى روح خود را بر آدم دميد و آدم بشرى گرديد ، وقتى نشست عطسه كرد با الهام خدا آدم گفت : الحمد للَّه ربّ العالمين خداى تعالى فرمود : اى آدم خدا تو را رحمت كند . پس اين خطاب رحمت ، اولين خطاب خداى تعالى به آدم است . و روايت شده است كه خداى سبحان به موسى به هنگام فرستادن او به فرعون فرمود : او را وعده بده و به او خبر ده كه من به عفو و مغفرت شتاب بيشترى دارم تا غضب و عقوبت . روايت شده است كه فرعون به هنگام غرق شدن از حضرت موسى ( ع ) كمك خواست و از خداى تعالى كمك نخواست . خداى تعالى به موسى وحى كرد اى موسى ! تو به كمك فرعون نشتافتى زيرا او را خلق نكردى و اگر از من يارى مىخواست من او را كمك مىكردم .
[ حضرت يونس و قارون ]
و محمد بن خالد در كتابش از پيامبر ( ص ) روايت كرد كه فرمود : وقتى يونس ( ع ) به دريايى كه قارون در آن بود رسيد قارون به فرشته موكل خود گفت اين صدا و هول و هراسى كه مىشنوم از چيست ؟ فرشته گفت : اين حضرت يونس است كه خداى تعالى او را در شكم ماهى حبس كرد و ماهى او را در درياهاى هفتگانه گردانيد و اكنون به اين دريا رسيده است و اين سر و صدا و اضطراب از اوست . گفت : آيا به من اجازه گفتگو با او مىدهى گفت اجازه دادم قارون به حضرت يونس عليه السلام گفت چرا به سوى پروردگارت توبه نكردى ؟ قارون پاسخ داد : توبهء من به موسى مربوط بود و من به موسى عليه السلام توبه كردم ولى از من نپذيرفت و اگر تو ، به طرف خدا باز گردى خداى را در اولين قدم كه بردارى مىيابى ، آيا حسن رفتارش با بندگانش را نمىبينى كه چگونه عنايت حق سبحان به احسان به بندگان و رحمت بر ايشان تعلق گرفته است . « 1 » و از همين باب سفارش و ترغيب شده است كه برخى براى برخى ديگر دعا كنند در آنجايى كه
هامش
( 1 )حق تعالى گفت قارون زار زار * خواند يا موسى تو را هفتاد بار
تو ندادى هيچ بار او را جواب * گر بزارى يك رهم كردى خطاب
شاخ شرك از جان او بر كندمى * خلعت دين در برش افكندمى
كردى اى موسى به صد دردش هلاك * خاك راهش كردى و دادى نجات
گر تو او را آفريده بودهاى * در عذابش آرميده بودهاى
آنكه بر بىرحمتان رحمت كند * اهل رحمت را ولى نعمت كند
هست درياهاى فضلش بىدريغ * عذر خواه جرم ما اشك است و ميغ
هر كه را باشد چنان بخشايشى * كى تغيّر آرد از آلايشى
هر كه او عيب گنهكاران كند * خويش را از خيل جباران كندمنطق الطير عطّار ص 133 به تصحيح حميد حميد