تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
بايد كه از اين قول ناپسند و كلام كاسد و ناروا توبه و انابت به حضرت الله تعالى نمائيد ، زيرا كه كلام به غير دليل و حجت نزد ايزد علام اصلا انتظام نگيرد و پيش مردم دانا هر كسى آن را بىنظام دانسته بسمع تلقى اصغا نپذيرد ، چه هر گاه شما تمييز حقايق اشيا كما ينبغى و يليق از روى حس و تدقيق نتوانيد نمود كه آيا آنها قديم و ازلى يا باقى و سرمدىاند و طرف حدوث اشيا و انقضاى آنها را نيز بحسب عقل نظر و فكر و مشاهده و تدبر ننموديد كه شايد اين طرف احسن و اولى از طرف اخرى باشد ، و به غير عقل و رويت حكم بر قدم اشيا و ازليت و بقا و ابديت آنها نموديد و حال آنكه بمقتضاى خرد و عقل و بمؤداى كلام حضرت عز و جل و نقل كتب ساير انبيا و رسل حضرت واهب لم يزل چنان مستفاد و مستدل ميگردد كه به غير ذات واحد كافل همگى اشيا از جزو و كل حادث و متزلزل و محدث و منفعلاند ؛ و هر گاه طرف حدوث و انقضا ببداهت عقل و بقول رسل و انبيا ارجح و اولى از طرف مرجوح قدم و بقاى اشيا باشد . پس بر شما لازم بود كه از روى صدق و اعتقاد حكم بر حدوث اشيا و انقطاع آنها نمائيد و بر خلاف طريق عقل و رأى و اجماع رسل و انبيا بلكه اكثر برايا منمائيد و منكر امر بين و ظاهر مشويد ، چنانچه شب و روز مشاهده و ملاحظه مينمائيد كه هر يك از روز و شب بعد از رفتن ديگرى جلوه‌گر ميشوند و هيچ احدى از سابقين شما نديده و لاحقين نيز نخواهند ديد كه هر دو يكوقت جمع شوند يا هر دو بر طرف گردند ، بلكه ( مصرع ) : يكى چون رود ديگرى آيد بجاى پس آنگاه حبيب الله به آن طايفه گمراه فرمود : آيا پيش شما دهريه بىرويه جايز است كه شب و روز يك زمان جمع شوند ؟ گفتند : نه يا محمد . حضرت رسول انام عليه الصلاة و السّلام فرمود : بلكه چون شب بىنور لباس
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 57 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى