باشيد بهر نحو و حال كه باشد .
و نيز چون قائل بر اين جمله كه همگى اشيا باقى و دائمند و هرگز زوال و فنا نپذيرند ، شويد بايد كه ذوات شما نيز بر صفت دوام و بقا هميشه پابرجا باشد و اصلا موت و فنا را بر ذات شما راه نباشد . پس اگر طائفهء دهريه بىرويه شما قائل بر اين قول لا يعنى ميگردند هر آينه بيقين شما مدافعه امرى معاينه و آشكارا ميكنيد و امرى كه بحسب بداهت عقل و رأى خلاف آن ظاهر و هويدا باشد ادعا مينمائيد ، در اين مقال تمامى ارباب فضل و حال و اصحاب معرفت و كمال تكذيب شما نمايند ، زيرا كه واضح و روشن و لايح و مبرهن است كه شما قبل از اين به مدت قليل بصفت وجود تغيير و تكميل يافته بوديد ، بلكه باندك زمانى صور نوعيه تمام دهريه بل ساير البريه بمضمون « الجنس الى جنسه يميل » همگى و تمامى هيئت اصلى خود به خاك مستحيل ميگردد .
دهريه بعد از استماع كلام در نظام سيد الانام عليه الصلاة و السّلام گفتند : يا محمد ما اصلا چيزى كه دلالت بر قدم و ازليت اشيا يا بر بقا و ابديت آنها كند نديديم .
حضرت رسول ايزد معبود به آن طائفه فرمود كه پس بچه دليل و حجت ميل به طرف خلاف عقل و رويت كرده حكم بر قدم و ازليت يا بر بقا و ابديت اشياى خارجيه و ذهنيه نموديد . و اگر دهريه شما بواسطه آنكه طرف حدوث اشيا و انقضاى آنها را از طرف قدم و بقا ملاحظه از روى عقل و رأى و مشاهده بطريق فطنت و ذكا نكرده ترك تمييز نموده طرف قدم و بقا را به غير دليل واضح و هويدا راجح دانسته و طرف حدوث و انقضا را مرجوح انگاشته ؛ بيدليلى را دليل خود ساخته ، هر يك از دهريه به پيرويت شما اقتفا و اقتدا به يكديگر داشته چنين قول تزييف بيدليل و بنيان را باعتبار برداشته با كمال بىوثوقى اين كلام بىنظام را بوثوق برداشتند و بدين وسيله تخم حسرت و ندامت در مزارع آخرت خود كاشتند و نيل بدنامى معصيت و ذلت بر وجوه تيره شكوه خود انباشتند « * ( ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ) * » .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٥٦