تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
* ( « خَسِرَ الدُّنْيا وَالآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ) * » ساختند . بيت :
زهى خسارت دنيا و دين زهى غفلت شد از هوا و هوس حاصل تو و امت
اى عمر تو و انيست دست از من بداريد و مرا بعبادت ايزد متعال و به حال خود گذاريد و راه خانه‌هاى خود برداريد كه مبايعت و متابعت من بشما محال است . عمر به اين كلام آن ولى ايزد علام مجاب نگشته و شروع در تهتك و اشتداد بيشتر از پيشتر نمود . حضرت فاطمه عليها السّلام بنت خير البشر چون استماع قول عمر نمود به عقب در آمد و گفت من در مدت عمر خود در عهد پدر قومى بدتر از شما نديدم شما حضرت رسول خداى را در جنازه پيش ما گذاشته در ميان خود به غير رخصت و مشورت ما خليفه بواسطه خود و باقى امت برداشتيد و حق ما را بما نگذاشتيد . گوئيا آنچه حضرت رسول مجتبى صلى الله عليه و آله بشما در روز خم غدير بموجب حكم على الكبير عهد و تقرير كرد بلكه شرط نمود نميدانيد يا از خاطر خود آن عهد و پيمان را نسيا منسيا انگاشتيد و شيوه تمرد و مخالفت برداشتيد . و الله به حضرت قادر عالم قسم است كه حضرت نبى الرحمة در آن روز از شما و از اكثر امت عقد مبايعت به ولايت على عليه السّلام و التحيه گرفت و به آنچه حضرت معبود موصوف گردانيد بستود و شما را بمتابعت او امر فرمود و در آن باب تأكيد نمود الحال شما في الفور قطع عهد و پيمان رسول صلى الله عليه و آله و سلم در باب ولايت على عليه السّلام نموديد . يقين دانيد كه هر آينه شما را اميد عنايت و احسان كه از حضرت نبى الانس و الجان بود قطع جميع اسباب آن نموديد من بعد اصلا شما را نويد رجا و اميد از رسول مجيد پديد نيست بلكه از منتقم جبار مترقب آزار و مترصد عذاب نار در روز حساب و شمار باشيد محاسب كافى ميان ما و شما عزيز واهب است در دنيا و عقبى به همه حال .