كه حضرت ايزد داور رتبه رفيعه ولايت و مرتبه جليله امامت را به جهت امير المؤمنين حيدر معين و مقرر نمود و به حضرت رسول خود امر فرمود كه حقايق آن را بكافه برايا تبليغ نمايد .
حضرت خاتم الرسل بنا بر حكم عز و جل چون على عليه السّلام را بر امامت امت نصب نمود و تبليغ ولايت آن حضرت عليه السّلام و امر بمتابعت و مبايعت ايشان فرمود بناء على هذا اگر تو تصرف در ولايت على عليه السّلام كنى بىشبهه و يقين اول كسى كه عاصى به حضرت رسالتمآب در باب وصى و جانشين او ولايتمآب امير المؤمنين على عليه السّلام شده تو خواهى بود .
زيرا كه چنانچه مذكور شد على ولى الهى وصفى و وصى نبى مصادف اوامر و نواهى حضرت رسالت پناهى است بايد كه رد حق به مستحق و باهل حق نمائى تا در دنيا بلومة لايم سرزنش نيافته سالم مانى و در عقبى به عذاب ناملايم و عقاب متالم و شرمسار نگردى .
بايد كه به جهت خفت وزر و خطيئت خود توبه و انابت به حضرت رب العزت نمائى و خود را مختص بامرى كه ايزد اقدس بواسطه ديگر كس مستحق گردانيد مفرمائى .
زيرا كه بىشائبه ارتياب در يوم الحساب ملاقات بوبال آن اعمال بيحساب خواهى نمود و ترا هيچ سود از آن فعل موجود نيست بلكه ضرر و خسارت بينهايت حاصل و ثابت است .
عنقريب ازين دار المشقه مفارقت نموده رجعت به حضرت معبود خواهى نمود و ايزد متعال ترا از جنايت اعمال سؤال نمايد و بدان وسيله ترا بوبال عذاب معذب فرمايد الحال فرصت غنيمت دان و خود را مخلد بدوزخ گرفتار مگردان .
پس آنگاه ختم شهادت و سرانجام نصيحت به اين آيه كلام ايزد علام نمود كه « * ( وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) * » يعنى حضرت قادر واحد بر هيچ احدى از بندگان ستم و ظلم و
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٠٩