بلسان عربى فصيح متكلم گرديد كه يا محمد بدرستى و راستى گواهى مىدهم كه رسول به حق حضرت رب العالمين و سيد الخلائق اجمعين توئى و گواهى مىدهم كه دلهاى اين جماعت يهود به همان نوع كه تو اى نبى المحمود وصف و بيان نمودى بغايت از سنگ سختتر است و هرگز از دلهاى يهود خير و بهبود نگردد و اما از احجار آب و سيل بسيار و انهار بيشمار انفجار يابد و اصلا از يهود نسبت بشما خوبى و بهبود اصدار نيابد . و نيز شهادت مىدهم كه هر چه اين جماعت بشما تعريف مينمايند و ميگويند همگى آن دروغ و افترا در باب شما نسبت به حضرت رب العلى ميدهند .
چون آن جبل بأمر عز و جل شهادت خود در حق خاتم الرسل باتمام رسانيد حضرت رسول فرمود كه اى جبل آيا حضرت ايزد لم يزل ترا امر بطاعت و متابعت من نمود در باب آنچه به تو التماس كردم از شهادت بر طايفه يهود يا نه .
ترا قسم است بجاه محمد و آل طيبين و طاهرين او كه بوسيله تذكر اسماى ايشان حضرت نوح شيخ الأنبياء و رسولان از كربت بليت بىپايان طوفان نجات و امان يافت .
و نيز حضرت واحد غفار بوسيلهء تذكر اسامى گرامى آن ابرار اخيار نار نمرود مردود نابكار را بر حضرت خليل جليل جبار تبريد گردانيد بلكه آن نيران بينهايت را محل امن و سلامت و مكان تنزه و استراحت نمود و آن نبى الابرار را در ميان لهبات نار بر عزت و اعتبار بر بالاى فرش بسيار ممكن و پايدار گردانيد و بنوعى حضرت رحيم الرحمن آن مكان را بزيب و آرايش و اسباب فرح سرير و آسايش بيمار است كه تصور مزيد بر آن در حيز قدرت امكان انسان نيست چنان كه انواع شكوفه و ازهار كه در چهار فصل سال بمشيت قادر متعال پيدا گردد بيك طرفة العين در آن سرزمين پيدا گرديد چنانچه ابصار آن طايفه ياغيه هرگز در حدايق عاميه ايشان در تمامى عمر در بساتين ملوك و پادشاه زمان نديدند و به گوش نيز نشنيدند .
چون جبل استماع كلام خاتم الرسل نمود بفرمان عز و جل متكلم شد و گفت :
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٦١