تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
ص 340 س 4
« فَلَمَّا . . .
نَجِيًّا »
سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 80 پس چون از او ( يوسف ) نوميد شدند رازگويان به كنارى رفتند . ص 340 س 17
« وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ »
سورة سبأ ؛ 34 ، آيه 23 و شفاعت نزد او ( خدا ) جز براى كسى كه او را مجاز داشته سودى ندارد تا وقتى كه از دلهاى ايشان ( مشركان ) وحشت بر طرف شود ( فرشتگان ) گويند : پروردگارتان چه گفت ، گويند : حقّ ( گفت ) . . . ص 340 س 19
« فَإِذا . . .
الْمُنْذَرِينَ »
سورة الصّافّات ؛ 37 ، آيه 177 . . . پس هنگامى كه عذاب به ساحت ايشان ( كافران ) فرودآيد ، پس چه بد است بامداد بيم‌داده‌شدگان . ص 340 س 21
« يَعْلَمُ . . .
الصُّدُورُ »
سورة غافر ؛ 40 ، آيه 19 ( خدا ) خيانت چشمها و آنچه را سينه‌ها پنهان مىكنند مىداند .

آيات شاهد باب نود و چهارم : نزاهت

ص 344 س 12
« وَ إِذا . . .
الظَّالِمُونَ »
سورة النّور ؛ 24 ، آيه 48 - 50 و هرگاه بسوى خدا و پيامبرش فراخوانده شوند تا ( پيامبر ) ميانشان حكم كند ناگاه دسته‌اى روى گرداننده‌اند و اگر حق به سودشان باشد ، درحالىكه به آن اذعان دارند بسوى پيامبر مىآيند آيا در دلهايشان بيماريى است يا دچار ترديد شده‌اند يا مىترسند خدا و رسولش بر ايشان ستم كنند بلكه آنان خودشان ستمكارند . ص 345 س 14
« بَلْ . . .
خَصِمُونَ »
سورة الزخرف ؛ 43 ، آيه 58 . . . بلكه ايشان ( قوم پيامبر ) قومى ستيزه‌جويند .

آيهء شاهد باب نود و پنجم : تسليم

ص 346 س 2
« مَا اتَّخَذَ . . .
عَلى بَعْضٍ »
سورة المؤمنون ، 23 ، 91 خدا هيچ فرزندى نگرفت و با او خدايى نيست و گرنه هرآينه هر خدايى آنچه را آفريده بود مىبرد ، و برخى از آن خدايان بر برخى ديگر برترى مىجستند . . .