31 بها جيف القتلى فأمّا عظامها * فبيض و أمّا جلدها فصليب
فرّاء « 47 » ( دربارهء كلام خدا :
كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً )
گفته است : « خدا براى كار آن قوم ( منافقان ) و نه براى شخص آنها مثل زد ، و همانا آن مثل براى بيان حالت نفاق است ؛ پس گفت :
« مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً »
و آن مثل مانند گفتار خداى - تعالى - :
تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ
« 48 » ، و مانند قول او :
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
« 49 » است و معناى آن ( آيه اخير ) كبعث نفس واحدة ( : مانند برانگيخته شدن يك جان ) مىباشد » « 50 » .
و همانا از آن جهت خدا « بنورهم » را به صيغه جمع بيان كرد كه روى سخن متوجّه منافقان گرديد و ازاينرو ضمير به صيغه جمع آورده شد . و گفته شده : « معناى ( الّذى ) جمع است » و نخست باعتبار لفظ الّذى ( استوقد ) مفرد آمد ، و پس از آن باعتبار معناى آن ضمير ( بنورهم ) جمع آورده شد ( چنان كه ) خداى - تعالى - گفت : و الّذى جاء بالصّدق و صدّق به « 51 » آنگاه گفت : اولئك هم المتّقون دربارهء گفتار شاعر : [ از بحر طويل ]
32 فانّ الّذى حانت بفلج دمائهم * هم القوم كلّ القوم يا امّ خالد
« 52 »
هامش
( 47 ) - او ابو زكريّا يحيى بن زياد متوفى به سال 207 هجرى است ، ( نزهة الالبّاء ، ص 65 )
( 48 ) - سورة الاحزاب ( 33 ) آيه 19 .
( 49 ) - سورة لقمان ( 31 ) آيه 28 .
( 50 ) - معانى القرآن ، ج 1 ، ص 15 ، دنباله ترجمه سخن فراء چنين است : « و اگر تشبيه آيه براى آن مردان ( منافقان ) بود مشبه به به صيغه جمع ( كمثل الّذين ) آورده مىشد ؛ چنان كه گفت :كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ[ سورة المنافقون ( 63 ) آيهء 4 ] و مراد خدا از تشبيه ، تشبيه طول قامت و اجسام است ، و چنان كه گفت :كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ[ سورة الحاقّة ( 69 ) آيهء 7 ] ، پس مشبه به به صيغه جمع آورده شد ، چون مراد خدا تشبيه اجسام آن مردان ( هلاكشدگان ) است ، پس سخن را بر اين اسلوب جارى كن . »
( 51 ) - سورة الزمر ( 39 ) آيه 33 .
( 52 ) - آن بيت از اشهب بن رميله شاعر جاهلى - اسلامى است . وى مسلمان شد ؛ امّا از مصاحبت و معاشرت وى با پيامبر ( ص ) شناختى حاصل نشده است . لسان العرب ، و معجم البلدان ريشه