شتران اصيلى كه رنگ آنها را نشان قرمزى است كه دو چشمان را به شگفت مىآورد و زيبايى آنها در رنگ قرمز آنهاست .
870 - 871 كأس . . . ص 318 جامى كه هرگاه بر حنجره نوشندهاش سرازير مىشود ، سرخى آن را به گونه و چشمش مىبخشد ، پس باده چون ياقوت ، و جام چون مرواريد در دست كنيزى لاغر اندام است .
872 - انما الذلفاء . . . ص 318 همانا « ذلفاء » « 111 » دانه ياقوتى است كه از كيسه بازرگانى خارج شده است .
873 - هى كالدرة . . . ص 319 وى همانند گوهر مستور و محفوظ زيبا و در پاكى و پاكيزگى ياقوت و مرجان است .
874 - بالدر . . . ص 319 گلوگاه وى با درّ و ياقوت و گلوبندى از مرواريد و زبرجد آرايش داده شده است .
875 - ياقوت . . . ص 319 اى ياقوته كه قوت جان منى ، جان من با جامى از مى در راحت است .
876 - 877 بادت . . . ص 320 ( آن خانهها ) از بين رفت و نشانههاى آنها را دست كهنگى و فرسودگى دگرگون ساخت جز اجاقهاى سنگيى كه سرخى ( آتش ) آنها بر باد رفته است و جز ميخى كه سياهى سر آن آشكار است و ساير قسمتهايش را سنگريزهها دگرگون ساخته است .
878 - كمضيئة . . . ص 321 همانند ( درّ ) در صدفى است كه غوّاص آن خوشحال است و هرگاه آن درّ را مىبيند لا إله الا اللّه مىگويد و بر خاك مىافتد .
879 - كالتؤاميّة . . . ص 321 ( وى ) همانند درّ « تؤاميى » « 112 » است كه اگر با وى نزديكى كنى ، چشم خنك و بستر پاكيزه مىشود .
880 - فجاءت . . . ص 321
هامش
( 111 ) - نام خاص زنى و يا صفت زن بينى باريك . ( منتهى الارب ) . - م .
( 112 ) - توأم : ساحلى در عمان ، و درّ به آن منسوب است . رك : متن الجمان ، پاورقى ، ص 321 م .