590 - 591 و مأخوذة . . . ص 227 و آن كه با نگاهها از هر سو گرفته شده ، و وجودش ميان پندارهاى كاذب قسمت شده است - وى را تماشاگهى است كه اگر ماه تمام را آن تماشاگه بود ، از روى تكبر از همسايگى با ستارگان خود را عقب مىكشيد .
592 - و البدر . . . ص 227 و ماه تمام در كرانه آسمان گويى صورتى است كه روبند آسمانى آن را احاطه نموده است .
593 - 594 و كأنّ البدر . . . ص 227 و گويا ماه تمام چون از زير ستاره ثريا آشكار شد ، پادشاهى است كه با تاجى روى آورده كه به او قربانت شوم و درود و سلام گفته مىشود .
595 - يتلو . . . ص 227 ماه بدنبال ستاره ثريا در مىآيد همانند دهان گشوده حريصى كه دهانش را براى خوردن خوشه انگور باز مىكند .
596 - كان قلوب . . . ص 228 گويا دلهاى پرندگان در ميان آشيانههايشان در حالت ترى و خشكى ، عناب و جگر خشكيده است .
597 - كأنّ مثار . . . ص 228 گويى غبار برانگيخته در بالاى سرهايمان با ( حركت ) شمشيرهايمان همانند شبى است كه ستارگانش فرومىافتد .
598 - كأنّ عيون . . . ص 228 گويى چشمهاى ( گاوهاى ) وحشى اطراف خيمهها و رحلهاى ما ، دانهاى است كه سفته نشده است .
599 - كان قلوب . . . « 65 » ص 229 600 - سموت . . . ص 229
هامش
( 65 ) - ترجمه آن زير شماره 596 گذشت . - م .