525 - 526 لو ان قدرا . . . ص 198 اگر ديگى از طول مدت خشكى ( و قلت تماس با چربى ) گريه مىكرد ، ديگ ابن جيّار مىگريست ، از آن روزگارى كه سر معدن آن ديگ شكسته شده ، هيچ چربى با آن تماس نگرفته و بعد از آن آتش كوره آهنگرى ، آتش را نديده است .
527 - 529 يغص . . . ص 199 سينه آن با خشكناى مگس گرفته ، و آنچه در آن است با روشنايى فتيلهها پخته مىشود و با ياد آتش بدون گرماى آن ، به جوش مىآيد و طبّاخ بدون دستگيره آن را بر زمين مىنهد ، و اگر نزد آن ديگ بيايى ، در حالى كه پر از گوشت ذبيحه چاق به خاك افتاده است ، آن ذبيحهها را بدون خلال ( يا با چوب خلال « 54 » ) بيرون مىآورى .
530 - 531 له بفناء . . . ص 200 مر او را در فضاى مكّه دعوت كنندهاى در جست و جوست ، و دعوتكننده ديگرى بر بالاى كعبهاش ؛ كه به حضور بر سر كاسههاى بزرگ شيزاى « 55 » مملوّ از مغز گندم آميخته با عسل دعوت مىكند .
532 - بعيدات . . . ص 202 زنانى كه پرتگاه هر گوشوارهاى كه ( در گوش آنها ) بندند عميق و اندرونشان در زير پستانهاى مدوّر لطيف است .
533 - تحدّر . . . ص 202 بارانى كه پيش از طلوع ستاره ثريّا ، از ستارگان برج دلو و اشراطى كه ثريّا در پيش روى دارد ، سرازير شده ، و آبگيرهاى آن روان مىگردد .
534 - أ ما ترى . . . ص 203 آيا خورشيد را نمىبينى كه در برج حمل وارد شد و ميزان روز قوام گرفت و اعتدال يافت .
535 - وقاء . . . ص 203
هامش
( 54 ) - خلال : چوبى است كه در دهان شتر بچه كنند تا شير نمكد . ( منتهى الارب ، ريشه خلل ) عبارت ميان دو كمان ترجمه « بعود خلال » مطابق روايت ديوان ابى نواس ، ص 291 است . - م .
( 55 ) - شيزى : چوبى است سياه كه از وى كاسهها سازند . ( منتهى الارب ، ريشه شيز ) . - م .