و هرگاه بادها رودررو بوزد ايشان گوشتها را در خليجهايى « 47 » ( ديگهايى كه مانند خليج وسيع است ) مىچينند ؛ ديگهاى بزرگى كه بر محتواى آن افزوده مىشود و مستمندان يتيم بر آن وارد مىشوند .
482 - 483 و اذا هاجت . . . ص 191 و هرگاه نسيم شمال ( نسيم سرد ) بوزد آنها در ديگهايى غذا مىدهند كه سير شده ( مالامال از غذا ) است و گرسنه نگهداشته نشده است ، و در كاسههايى كه مانند حوضها بزرگ است ، و از قلههاى ( كوهانهاى ) چاقى پر است .
484 - كابى الرماد . . . ص 191 خاكسترش انبوه و ديگش بزرگ و كاسهاش هنگام زمستان همانند حوض مالامال از آب كسى است كه شترانش تشنهاند .
485 - 487 فما مربع . . . ص 191 اقامتگاه « 48 » همسايگان جز كاسههاى بزرگ شما نيست ، شما با بادها مسابقه گذاشتهايد مسابقهاى . دور تا دور آن كاسهها را هنگامى كه به صبح مىرسد و هنگامى كه مىبينى شب روى مىآورد گروهى از آن همسايگان گرفتهاند ، مردانى كه سيرانشان را مىبينى كه به آن كاسهها دست مىزنند چنان كه بچههاى بهارزاى شتران دستهاى خود را به حوضهاى بزرگ مىزنند .
488 - فباتت . . . ص 192 پس وى شباهنگام ستارگان را در آن ديگ آبگوشت مىشمرد ؛ ديگى كه بسرعت در دست خورندگان خشك مىشود .
489 - لنا الجفنات . . . ص 192 ما را كاسههاى بزرگ درخشندهاى است كه در تاريكى مىدرخشد در حالى كه به سبب
هامش
( 47 ) - بيت فوق مطابق نص المعلقات السبع ، ص 114 كه در آن « خلجا » بجاى « شرعا » ضبط شده ، ترجمه شد ، در متن الجمان ، ص 191 « شرعا » ضبط شده و آن جمع « شراع » به معناى بادبان كشتى است و ظاهرا مناسبتى با مقام سخن شاعر ندارد ، و شايد محرّف از « ترعا » يا « ترعا » باشد كه در صورت اول جمع « ترعه » به معناى قنات بزرگ يا دهانه جويچه است و در صورت دوم به معناى ظرف پر و با مقام سخن سازگار است . - م .
( 48 ) - روايت ديوان ( ج 2 ، ص 1324 ) بجاى مربع « مرتع » است و بنابراين معنى چنين مىشود :
« چراگاه . . . » . - م .