تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
اذا طلعت البلدة . . . ص 219 هرگاه ستاره بلده طلوع كند ، گياه « جعده « 1 » » سبز مىشود و چربيهاى ته‌نشين ديگ خورده مىشود ، و به سرما گفته مىشود : « آرام بگير . » اذا طلعت الجبهة . . . ص 214 هرگاه ستاره جبهة الاسد طلوع كند ، حيوانات جدا شده از بچه ناله سر مىدهند و سبكسران از جا مىجهند و در روى زمين فراخى زندگى و نعمت « 2 » كم مىشود . اذا طلعت الجوزاء . . . ص 210 هرگاه ستاره جوزاء طلوع كند ، سنگلاخها برافروخته مىشود و آهوان در لانه‌ها مىخزند و پى گردن به عرق مىافتد . اذا طلعت الذراع . . . ص 212 هرگاه ستاره ذراع طلوع كند ، خورشيد نقاب از چهره مىافكند و بر زمين پرتوش را مىگستراند و سراب در هر بيابانى مىدرخشد . اذا طلعت الزّبانى . . . ص 217 هرگاه « زبانى » طلوع كند ، هر صاحب عيالى را كارى است ، و هر دامدارى را آسايش و راحتى است ، و ايشان مىگويند : « بودند و بودند » پس براى خانواده گرد آور و سستى مكن . اذا طلعت السّمكة . . . ص 222 هرگاه ستاره سمكه طلوع كند ، حركت ممكن مىشود ، و خار چنگ مىزند ، و دام برپا مىشود ، و هوا براى مسافران پاكيزه مىگردد . اذا طلعت الشّعرى سفرا . . . ص 213 هرگاه ستاره شعرى صبحگاهان برآيد ، و در آن هنگام باران نبينى ، پس هيچ بره‌اى را پى نزن ،
هامش
( 1 ) - گياهى است خوشبو كه در كنار رودها مىرويد ( مريم نخودى كوهى ) منتهى الارب و فرهنگ معين ، حرف ج . - م . ( 2 ) - الرّفهة : چنان كه در المخصّص ، ج 9 ، ص 18 آمده باقى مانده كاه در خرمن‌كوب است و مؤلّف الجمان آن را به معناى « الرّفاهة ( وفور نعمت ) » تفسير كرده است . - م .