و بتحقيق شاعران در وصف فناى مردم و فرسوده شدن امّتها ، تشبيهى شبيه به اين تشبيه را بيان نمودهاند ؛ همانند گفتار عدى بن زيد عبادى : [ از بحر خفيف ]
829 ثمّ أضحوا كانّهم ورق جف * ف فالوت به الصبا و الدبور
« 25 » و اين بيت نزد جماعت راويان نيكو شمرده شده است ، و اصحاب معانى ياد كردهاند كه شاعر با تعبير « صبا » و « دبور » از اين معنى كنايه آورده كه مرگ برخى از ايشان را با سختى و برخى را با آسانى مىربايد ، و در اينجا خبر خالد بن صفوان « 26 » كه با ابيات عبادى تضمين شده به عرض مىرسانم ، و آن خبر را عبد اللّه بن بكر واعظ با سند مسلسل خود برايم نقل كرد ، و آن را نيز محمّد بن علىّ بن المهتدى باللّه برايم نقل كرد ، و آن از خبرهايى بود كه از قول ابن الانبارى برايمان بيان داشت . و ( نيز ) آن داستان را پدرم - رحمه اللّه - برايم نقل كرد ، و آن نقل با عبارت او ، و منقول از حافظه اوست ؛ گفت : « خالد بن صفوان گفت : « بر هشام بن عبد الملك « 27 » وارد شدم و روغن داشت جريان مىيافت « 28 » ؛ در سالى كه باران بهارى در طليعه بهار باريده ، و باران دنبال باران بهارى پى در پى فروريخته و زمين آرايش خود را گرفته ، و در نتيجه همانند جامههاى رنگين گسترده و جامههاى قباطى « 29 » پراكنده ، و خاكش همانند كافور شده ، و به گونهاى بود كه اگر تكهاى از چيزى بر آن قرار مىگرفت خاك به آن راه نمىيافت ؛
هامش
( 25 ) - ديوان او ، ص 90 ملاحظه شود .
( 26 ) - او خالد بن صفوان بن عبد اللّه بن عمرو بن الاهتمّ است ، وى از فصيحان مشهور عرب است ، و در سال 133 ه وفات يافت . ( امالى المرتضى ، ج 4 ، ص 172 و نكت الهميان ، ص 148 )
( 27 ) - وى سال 125 ه وفات يافت . ( الكامل ، تأليف ابن الاثير ، ج 5 ، ص 96 ، و تاريخ الطّبرى ، ج 8 ، ص 283 )
( 28 ) - كنايه از وفور و فراوانى بركت و نعمت . منقول از پاورقى الجمان ، ص 304 . - م .
( 29 ) - قباطى : به ضمّه يا فتحه حرف اول جمع « القبطيّة » و آن جامههايى است سفيد و نازك از جنس كتان ( المعجم الوسيط ، حرف القاف ) . - م .