779 و على الخيل دماء كالشّقر « 56 » مفرد « شقر » شقره مىباشد ، و فردى غير مشهور به اين نام ، ناميده شده ، و او پدر برخى قبيلههاست ، و نسبت به شقر « شقرى » بفتح قاف است ، و جبلى براى من ، از شعر ابو بكر الصنوبرى « 57 » ، در وصف گل شقيق ، شعرى خواند كه دربرگيرنده نام « شقيق » است : و آن را به خط مرزبانى چنين يافتم : [ از بحر مجزوء كامل ]
780 و كانّ محمر الشّقي * ق اذا تصوّب او تصاعد
781 أعلام ياقوت نشر * ن على رماح من زبرجد
« 58 » و نيز مرزبانى از شعر ابو احمد يحيى بن على المنجّم قرائت كرد [ از بحر مجزوء كامل ]
782 و كانّما لمع السّوا * د من الشقائق إذ تفرّج
783 كحل جرى فى مقلة * بالدمع فى خدّ مضرّج
و از جمله كسانى كه به « شقيق » ناميده شدهاند ، شقيق بن ابراهيم بلخى يكى از صالحان و استاد حاتم بن عنوان الاصمّ است .
و نيز از جمله كسانى كه شقيق نام دارند ، ابو وائل شقيق بن سلمة الاسدى است كه عصر پيامبر ( ص ) را درك كرد ، و ليكن به ملاقات او نائل نشد . و شقيق بن عبد اللّه بن معاوية بن جعونة بن الحارث بن نمير .
و « شقيقه » از نامهاى زنان است ، و از جمله زنان مسمّى به « شقيقه » ، شقيقه دختر عك بن عدنان مادر ربيعه و انمار دو فرزند نزار بن معد بن عدنان است .
و از جمله آن نامها « سمره » مفرد « سمر » و آن نام درختى است ، شاعر گفته است : [ از بحر بسيط ]
هامش
( 56 ) - صدر آن « و تساقى القوم كاسا مرّة » است . ( ديوان طرفة ، ص 78 ملاحظه شود )
( 57 ) - او احمد بن محمّد متوفّى به سال 334 ه است . ( فوات الوفيات ، ج 1 ، ص 61 )
( 58 ) - الايضاح قزوينى ، ص 219 ملاحظه شود ، و آن بيت از شاهدهاى تشبيه تخيّلى ادراك شده با يكى از حواس پنجگانه ظاهرى است .