622 فاتتك و اللّه السّوابق بعدها * و جئت سكيتا ذا زوائد اربع
و آثار خشم را در چهرهاش ديدم ، پس جعفر گفت : « به شرط بردباريت اى امير مؤمنان ؟ » رشيد گفت : « آيا تصور مىكنى به غير تو مجال دهد ، و از تو دلتنگ باشد ؟ » جعفر گفت : « من بر يك شاعر - به عنوان اين كه در فن تشبيه بهترين تكبيتى را سروده - تصريح نمىكنم ؛ و ليكن ( از تكبيتىهاى فنّ تشبيه است ) گفتار امرؤ القيس : [ از بحر طويل ]
623 كأنّ غلامى إذ علا حال متنه * على ظهر باز فى السّماء محلّق
« 155 » و گفتار عدىّ بن الرّقاع : [ از بحر كامل ]
624 يتعاوران من الغبار ملاءة * غبراء محكمة هما نسجاها
625 تطوى اذا وردا مكانا جاسيا * و اذا السّنابك أسهلت نشراها
« 156 » و گفتار نابغه ذبيانى : [ از بحر طويل ]
626 فانّك شمس و الملوك كواكب * إذا طلعت لم يبد منهنّ كوكب
« 157 » اصمعى گفت : گفتم : « همه اينها نيكو و سرآمد است و جز اينها بهتر و برتر است ( و براى تعيين بهترين تشبيه در تكبيتى ) نياز است كه سخن از شعرى به ميان آيد كه سرايندهاش آن را اختراع كرده باشد ، و ديگرى در مقام آوردن مثل آن برنيامده ، يا در مقام بر آمده ، امّا مانند آن شعر اختراع شده را نياورده باشد » ؛ امّا گفتار امرؤ القيس :
627 على ظهر باز فى السّماء محلّق
هامش
( 155 ) - ديوان او ، ص 173 ملاحظه شود .
( 156 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در الطّرائف ، ص 96 ( بجاى غبراء محكمة ) بيضاء مخملة ضبط شده است . ( مجلّة المجمع العلمى العربى ، در دمشق ، ج 16 ، ص 340 - 350 ملاحظه شود ؛ در آن مجلّه اشعار عدىّ بن الرّقاع كه استاد خليل مردم جمعآورى كرده به چاپ رسيده است . )
( 157 ) - ديوان او ، ص 25 ملاحظه شود .