4 - « انيّت » كه از كلمه ( ان ) ساخته شده است .
و امثال آن كه از مصطلحات حكماء و فيلسوفان اسلام است ، در حالى كه نهج البلاغه از اين اصطلاحات به كلى پيراسته است . ممكن است نظير اين ايراد و شبهه را به شعر ابو نواس هم وارد سازند ، كه مىگويد :
« كان صغرى و كبرى من فوافقها » .
كه شنونده ابتداء گمان مىكند منظور همان صغرى و كبرى ، و مصطلحاتى است كه در صغرى و كبرى و قياس منطقى دارند ، در حالى كه اين اصطلاحات بطور حتم بعد از عصر ابو نواس پيدا شده است ! با اين همه تأخر زمان اين اصطلاحات ، مستلزم آن نيست كه شعر ياد شده را نفى كنيم ، زيرا نظائر آن زياد ديده مىشود .
عجيبتر از همه اين كه بعضى از اين افراد ، سخنان امام ( عليه السّلام ) را كه در نتيجهگيرى با تفريع جملهها در آمده است ، مانند : « فمن وصف اللّه - سبحانه و تعالى - فقد فرنه ، و من قرنه فقد ثنّاه . . . » « 1 » بعيد دانستهاند كه از آن حضرت باشد ، و گمان كردهاند كه ترتيب اين كلام مطابق قاعدهء قياسى است كه از « كبرى » و « صغرى » تركيب شده ، و در آن زمان ميان عرب اصلا معهود نبوده است . در حالى كه اين گمان بدون اين كه صاحبان آن توجه داشته باشند ، موجب قدح زبان عربى است ، و معنى حرف آنها اين است كه نظم و قياس معقول ، از ذوق عرب به دور است . اين چيزى است كه عرب چون فطرتا از ديگران نزديكتر به قياس معقول هستند ، آن را نمىپذيرند . چه بسيار از اين قياسهاى معقول كه در كتاب و سنت ديده مىشود .
قال اللّه تعالى :
« وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ
هامش
1 - خطبه اول نهج البلاغه .