ارندى نامند بر مويها داشته از پارچه بهبندند بعد عرصه يك پاس موهاى سفيد سيه مىشود از آب گرم بشويند و روغن چنبيلى يا ديگر قسم روغن معطر بر مويهاى بمالند و شانه سازند و اكثر مردم اگر بموهاى حنا باريك سائيده به آب ممزوج كرده مىبندند كه مويها رنگ حنا مىگيرند بعد از ان برگ نيل و اكثر مردم عوام الناس برگ نيل را سفوف كرده مىبندند وسمه مىنامند و اين خضاب در هندوستان ظاهر است خضاب ديگر مازوى سبز و كلان پنج دانه در رماد گرم ساعتى بدارند كه بريان شود و نسوزد از رماد برآورده به وزن بيست و دو گندم توتياى سبز كه نيله تهوتها مىنامند نمك طعام به وزن بيست و دو گندم همه را در ظرف آهن انداخته بدسته آهنى باب آمله بسايند تا دو ساعت بعد از ان بر مويها بمالند و بالايش برگ بيد انجير يا پان داشته از پارچه بندند بعرصه يك پاس موى سفيد رنگ سياه گيرد معهذا پوست هليله و بليله و آمله مقشر واحدا يا مركبا به آب سائيده خصوص در ظرف آهن كه مثل ضماد شود بر مويهاى سفيد اگر بمالند سياه شود خضاب ديگر پوست هليله يك توله مس سوخته به وزن چهل و چار گندم مازو از رماد گرم بريان نموده دو دانه قرنفل بيست عدد همه را در ظرف آهنى و بدسته آهنى از آب آمله بسايند تا چهارگهرى و بر مويها بمالند هرگاه خشك شود باز بمالند كه سياه شود و از آب گرم بشويند خضاب ديگر نقره سوهان كرده يا ورق او برآورده آهن از هركدام يك درم نمك طعام يا نمك لاهورى كه نمكسنگ نامند يك و نيم درم همه را در آب سائيده و يك مشت كلان رماد شجر عنب نيز ممزوج كرده بر مويهاى سفيد بمالند و برگ از هر قسم بالاى او داشته از پارچه قائم كرده بعد از يك پاس از آب گرم بشويند كه سياه شود ديگر سرب سوخته
اسرار الاطباء يا مجربات ايلات چغتايى ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: طولوزان يونانى
ص٧٧