تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الاطباء يا مجربات ايلات چغتايى ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
اختلاف است غرض كه هر سه اسباب باعث تحليل آوردن روح است و بعضى گويند كه ترس و غمگين اسباب روح مىتواند شد و طيش اسباب است بهيجان آوردن بروح است كه مرادش كه خون در عمق بدن سكوت و خاموش است از اسباب طيش به جوش آيد و از عمق بدن در ساير جلد مىطپد يعنى اسبابيست بيرون آوردن روح و خون است و اين حرف راست اما هرگاه بوقت طيش اسباب او موافق مدعا گرچه گشت اطفاى جوشش او فى البديه شد و برتقد اگر بضد آن عمل آيد يعنى تسكين مدعا گرچه گشت اطفاى جوشش و تدارگ از ان طبش نشد روح پس خون حرارت خورده و لاچار شده بلكه محرق گرديد بنوعى تحليل به عمق بدن مىشود كه از تدبيرات حاذقانه آوردن به آن روح در ساير بدن خيلى مشكل است و همون دستور شخصى كه غمگين است و صاحبان ترس روح آنها ترسان و لرزان آيد و على الدوام تحليل شده و مىشود و امراض‌هاى پديد آورند هرگاه كه خون و روح از جميع عضو بدن درآيد در دل و در كبد شده لازم آمد زردى و از مساس بدن آن‌كس سرد بارد محسوس شود و تمام بدن بلرزد لكنت زبان مىدارد و جميع قوت اعضاى بدن ضعيف مىگردد و اكثر انها را ادرار بول و اسهال پديد مىآيد و آن كسانى كه ضعيف مزاج‌اند اين‌قدر حادثه كفايت مىسازد به كشتن بغتتا پس ترس و غم خواص آنا فانا دارند چنانچه حكايت كسى معلم است كه آن كسانى كه ترس مىدارند موى آنها زود سفيد مىشود واسطه اين است كه آن خون از براى پرورش آن طبيعت تعين مىساختند پس آنجا موقوف داشته متوجه بر تحليل روح و خون در دل و در كبد است پس آن ؟ ؟ ؟ مويها ضعف يافته نارسيدن غذائيست موى ابيض به زودى مىتواند شد پس علاج آنها نزديك از معالجات