تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الحكمة — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
شرح
اما برخى فقهاى متقدم اماميه مانند شيخ طوسي در تفسير " التبيان " ( 1 ) وطبرسى در " مجمع البيان " ( 2 ) قائل به كراهت شده وحرمت را اختصاص به بت سازى داده اند . از معاصران نيز برخى از فقها نيز همين گونه فتوا داده اند . ( 3 ) منشأ اين اختلاف فتوا ، اختلاف برداشت در موقت بودن حكم حرمت مجسمه سازى وصورتگرى است كه در أحاديث متعدد از پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله وائمهء أهل بيت عليه السلام رسيده است . گروه أول از فقها آن حكم را يك تكليف ثابت دانسته اند ؛ اما گروه دوم آن را حكم موقت ومختص به شرايط صدر اسلام دانسته اند كه هنوز رسوبات بت پرستى در ذهن مسلمانان وجود داشته وأحيانا با نقاشى ومجسمه سازى ، معبود هاى مشركان وتكريم واحترام وتقديس آنان ، وجلوه هاى شرك وبت پرستى گاه وبي گاه بروز مى كرده است . يكى از فقهاى معاصر مى گويد : ظاهر گروهى از أحاديث آن است كه تحريم مجسمه سازى ونقاشى صور انسان وحيوان به خاطر مبارزه با ترويج بت پرستى آن زمان بوده است . شدت لحن اين روايات در توبيخ صورتگرى وتعيين عذاب هاى شديد براي نقاشان ومجسمه سازان ، شاهدي است بر اينكه مقصود ، صورتگرى عادى نيست ، مانند : ( أشد الناس عذابا يوم القيامة رجل قتل نبيا أو قتله نبيا ورجل يضل الناس بغير علم ومصور التماثيل ؛ شديد ترين عذاب روز قيامت ، براي كسى است كه پيامبرى را به قتل برساند ، يا پيامبرى أو را مستحق قتل بداند وأو را بكشد وكسى كه مردم را به خاطر جهل وناآگاهى گمراه سازد ، ونيز كسى كه مجسمه سازى كند ) . ( 4 ) روشن است كه اين عذاب هاى بسيار سخت ، تناسبى با هر نقاشى ومجسمه سازى اى ندارد ، زيرا گناه اين كارهايى كه به صورت عادى ( غير بت پرستى ) از آدم كشى وزنا وشرابخوارى وديگر كباثر بيشتر نيست ، چگونه هم طراز با پيامبر كشى است ؟ بنابر اين ، مقصود از اين صورتگرى بايد چيزى باشد كه واقعا هم سنگ وبرابر پيامبر كشى وجنگ با خدا وخروج از دين باشد كه همان " بت سازى " است . ( 5 ) ( 6 )( 1 ) التبيان في تفسير القرآن : 1 / 236 . ( 2 ) مجمع البيان : 1 / 212 ذيل آيهء 51 سورهء بقره . ( 3 ) أنوار الفقاهة ( مكاسب المحرمة ) : 113 . ( 4 ) مستدرك الوسائل : 13 / 210 / 4 باب 75 ( أبواب ما يكتسب به ) . ( 5 ) المكاسب : 1 / 169 . ( 6 ) اين متن برگرفته از دائرة المعارف فقه مقارن ، آيت الله ناصر مكارم شيرازي : 1 / 359 بند 3 مى باشد .
ميزان الحكمة — صفحة 412 | محمد الريشهري