موسى بن جعفر ( ع ) بر در خانه ايستاده ، گفتم اى غلام اگر اين آقا همانست كه من خيال مىكنم تو براى خدا آزادى ؟ و من فورى به طرف در دويدم و امام ( ع ) را بر در خانه ديدم . عرضه داشتم آقاى من بفرمائيد . حضرت از مركب فرمود آمد و وارد شد من جلو رفتم كه او را به بالاى اطاق ببرم ، فرمود : بهتر است صاحب خانه در بالاى خانه بنشيند ، مگر آنكه مرد هاشمى در مجلس باشد ، عرض كردم : جانم فدايت شما هم كه هاشمى هستيد ؟ بعد گفتم فداى شما غذاى حاضرى براى رفقا آماده شده اگر مايليد بياوريم ؟ فرمود : اى فضل مردم به غذاى حاضرى ميلى نشان نمىدهند ( و با بىاعتنايى ) مىگويند غذاى حاضرى ! ! ! ولى من در آن عيبى نمىبينم ، بياورديد . من بغلام دستور دادم ظرف آب آوردند ، امام ( ع ) فرمود : شكر خداوندى را كه براى هر چيزى دستورى و قاعده اى قرار داد . گفتم قاعده و دستور اين ( شستن دست قبل از غذا ) چيست ؟ فرمود : صاحب خانه اول دست خود را بشويد تا مهمانان بىخجلت دست بشويند بعد از طرف راست خود شروع كند و دست همه را بشويد ، و چون ظرف آب حاضر شد حاضران بسم الله بگويند و چون آن را ببرند ( خدا را حمد كنند ) پس از شستن دست ما گفتيم سفره آوردند . پرسيدم دستور سفره چيست ؟ فرمود وقت گستردن سفره ( بسم الله ) بگويد و وقت جمع كردن سفره خدا را حمد نمايد .
خلال آوردند پرسيدم قاعده و دستور خلال چيست ؟ فرمود : سر خلال را بشكن
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٢٨١