خريد ، به چهار درهم ( قران ) و زيادى آستينها را از سر انگشتها بريد ، و پيراهن تا نصف ساق پايش بود ، چون پوشيد خداوند را حمد و ثنا گفت ، بعد فرمود مىخواهيد جامه على ( ع ) را به شما نشان دهم ؟ : گفتم آرى ، پس فرمود آوردند ، آستين آن سه وجب و عرضش سه وجب و طولش 6 وجب .
از اصبغ بن نباته : با حضرت على ( ع ) بيرون شديم تا به خرما فروشان رسيديم ، فرمود : سبدهاى خرما را سر هم نچينيد ، از آنجا گذشت تا به بازار گوشت فروشان رسيديم ، فرمود : در گوشتها ظاهر سازى نكنيد ، از آنجا گذشت ، تا به بازار گوشت فروشان رسيديم ، فرمود : در گوشتها ظاهر سازى نكنيد ، از آنجا گذشت ، تا ببازار ماهى فروشان رسيديم ، فرمود : جرى و مار ماهى و ماهى كه در آب مرده باشد نفروشيد ، از آنجا گذشت تا به بزازها رسيديم ، حضرت با مردى قيمت دو جامه را طى كرد و قنبر همراهش بود ، بعد فرمود دو جامه به من بده مرد گفت ، از آنچه دارم يا امير المؤمنين ، ( امام چون متوجه شد او را ميشناسد ) از وى گذشت تا به جوانكى رسيد ، فرمود : دو جامه به من بده و با جوان چانه زد تا قيمت را پايين آورد و بر 7 درهم اتفاق كردند ، جامه اى به چهار درهم و ديگرى به سه درهم ، به قنبر گفت : يكى را انتخاب كن ، قنبر جامه
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٢١١