نگه مىدارد تا اجل قطعي عمرش بسرآيد .
به مراتب مشاهده شده است كه اشخاصى به خواب رفته وديگر بيدار نشدهاند . وبعضىها هفتهها وماه وسألها بىهوش ماندهاند .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
.
در اين امر هرآينه آيات عظيم الهى نهفته است ، براي آن دسته از أقوام متفكرى كه مدام در اين زمينه تفكر مىكنند . « 1 » در اين مورد حديثي از امام باقر عليه السّلام مىخوانيم :
« ما من أحد ينام إلا عرجت نفسه إلى السّماء وبقيت روحه في بدنه ، وصار بينهما سبب كشعاع الشّمس ، فانّ اذن اللّه في قبض إلّا روح أجابت الروح النفس ، وان اذن اللّه في ردّ الرّوح ، أجابت النفس الروح ، فهو قوله سبحانه ، الله يتوفى الأنفس حين موتها » .
يعنى هركس كه مىخوابد نفس أو به آسمان صعود مىكند ولى روح در بدنش مىماند ، ودر ميان اين دو ارتباطي همچون پرتو خورشيد است ( كه پرتو خورشيد گاهى نورش را از زمين مىگيريد وبعد دوباره آن را آفتابى مىكند ) هرگاه خداوند فرمان قبض روح آدمي را صادر كند ، روح دعوت نفس را أجابت مىكند وبه سوى أو پرواز مىكند ، وهنگامى كه خداوند اجازهء بازگشت روح را دهد ، نفس دعوت روح را أجابت مىكند وبه جسم بازمىگردد ، واين است معنى سخن خداوند كه مىفرمايد :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها »
.
مفهوم اين حديث درست مطابق آية است كه چرا خداوند مىفرمايد : خداوند نفسها را هنگام مرگ ايفاد مىكند ونفرموده روح را .
در آية بعد مىفرمايد :
هامش
( 1 ) براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه ، ج 20 ، ص 280 تا 284 مراجعه فرماييد .