فرهنگ لغات و تركيبات
آ
آباء : پدران ، جمع اب
آب در تك افتادن : فرو رفتن آب ، به ته رسيدن آب
آبشخور : جايى از رود يا نهر يا حوض كه از آن آب توان برداشت و خورد
آب از عين الحيات ريختن : كنايه از مردن
آلاء : نعمتها ، جمع الى
آلام : درد و رنج ، جمع الم
آلايد : از مصدر آلودن به معنى آلوده شدن ، آغشته شدن ، كثيف شدن ، ماليده شدن چيزى به چيزى به طورى كه اثرى از آن در دومى بماند
آمنا : ايمان آورديم ما
آهنگ : قصد و اراده
آيين : زيب و آرايش و طرز و دستور
الف
ابدا : آشكار كردن
ابلج : گشاده رو
اثام : عقوبت ، خطيئه