جدول مثبت گردد . آن گاه احكام هر دليلي را نظر كنيم تا از أيام شهور ملكي از برابر كدام روز مى
I
افتد از أيام شهور عربى در تحويل ؛ آن را به سخن در احكام يومى تحويل سال مىنويسيم .
مثالش :
I
چنان است كه بنويسيم در آن جزو تحويل كه ماه محرم ، ودر حدود أول اين ماه به حسب آنكه يافته باشيم
I
« 1 » دليل را ذكر نكنيم ، واحكام آن نويسيم كه أحوال نفسي يا جاهى
I
يا مالي يا غير آن چگونه خواهد بود . ودر حدود دوم وسوم اين ماه همچنين تا آخر اين
I
ماه ؛ وباقي ماهها بر اين قياس است . وحدود از براي آن ، قيد كردهايم كه آن تأثير ممكن است
I
كه پيش از دو روز يا بعد از آن واقع شود به زمان اندك . ونمونهء آن بركشيديم تا
I
معلوم شود كه آن جدول بر اين گونه است : دستور به نوعي ديگر : اگر خواهيم كه سالى چند را بي آنكه تقويم آن سالها كرده باشيم استخراج طالعهاى
I
تحاويل كنيم وانتهاآت رانيم ، ومواضع كواكب را با ديگر دلايل در أوايل آن سالها بيرون آوريم ،
هامش
( 1 ) . " دليل كه يافته باشيم دليل " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .