اما چون از اعمال فارغ شويم شروع كنيم به احكام آن ، بدان سبب كه بناى احكام بر اعمال است و
I
ثمرهء اعمال احكام . وآن چهار نوع باشد : أول ، احكام خلقت ؛ دوم ، احكام تربيت ؛ سوم ،
I
احكام كميت عمر ؛ چهارم ، احكام كيفيت آن . واينجا جاى اين سخن نبود به همين قدر كفايت كرديم . وچون
I
از بيان اعمال مرتبهء أعلى فارغ شديم بعد از آن تقرير آن مرتبهء ديگر كنيم بر سبيل اجمال .
اما مرتبهء
I
أوسط : وترتيب اعمال آن چنان است كه بعد از آنكه استخراج طالع كرده باشيم آن را تسويه كنيم
I
به طريق مشهور ومراكز محققه . واز سهام آنچه مهم بود قريب بيست وچهار سهم بيرون آوريم ،
I
واز كواكب ثابته همچنين . ومطارح شعاعت به طريق ابنصوفى يا ابوريحان ، واگر بسيار مبالغه
I
كنيم به طريق امتزاج مطالعين . واز دلايل عمر ، هيلاج را ودرجهء طالع وعاشر را تسيير كنيم هم به امتزاج
I
مطالعين .
واگر در اين باب خواهيم مبالغه كنيم همان دليل را كه مدار حكم بر اوست عرض أفق حادث
I
بيرون آوريم وتسيير كنيم .
اما مرتبهء أدنى : وترتيب اعمال آن چنان است كه چون طالع استخراج