وهمچنين وقتي در إيران گمرك دائر شد تصوّر كردند كه يك تاريخ شمسي براي أمور دولتي لازم است . از مردم پرسيدند كه سال چندم شمسي است ؟ هيچ در دست نبود ، گفتند : در سالهاى منجّمين يك حَمَل وثَوْرى هست كه آنها مىدانند ، همان را بلژيكىها گرفتند ومعمول كردند .
بنده هر چه فكر مىكنم كه اين أدلّه چگونه براي تغيير دادن ماهها وسالهاى قمري اسلامى به برجها وسالهاى شمسي كافى است ، هيچ فكرم به جائى نمىرسد . آخر دليل تا اين اندازه واهى وضعيف است كه به جهت نياز يك تعرفهء گمركى به سال شمسي ، سال يك كشورى را تغيير دهند وتمام آداب ورسوم وتعطيلات وتشريفات را در همهء دوائر از دادگسترى وفرهنگ وغيرها وحتّى وزارت ماليّه ودارائى در همهء أمور كشور تبديل كنند ، اين چه حسابي است ؟ ! اين چه كتابي است ؟ !
وامّا قضيّهء بودجه ومخارج دولت كه طبق ماههاى قمري زيان متوجّه أو مىشود ، به قدرى سُست است كه انسان از عقل ودرايت پيشنهاد كنندگان تغيير تاريخ در شگفت مىماند .
آخر كه گفته است كه دولت بودجهء خود را از جمع آورى مالياتها وغيره به حسب ماه وسال قمري از ملّت
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٦