همهء مسلمين بنا بر آنكه تاريخشان قمري بوده باشد ، در اينصورت موجب اختلاف تاريخ ما با آنان است ، واگر آنها هم هر يك براي خود راهى مختصّ به خود را پيش گيرند وتاريخي شمسي خواه هجرى يا مسيحي ويا زردشتى ويا كورشى وغيرها را انتخاب كنند ، فَيالَلاسف بهذه الطّريقة كه درست در جهت مخالف راه وروش پيامبر أكرم ، وموجب تشعّب وتفرّق جامعههاى مسلمان ، وگسيختگى واز هم در رفتگى كيان آنهاست .
تاريخ از أمور اصوليّهء احكام اسلامى است ، واتّحاد مسلمانان در تاريخ موجب اتّحاد آنان در فرهنگ رسول اللهى ، واختلاف آنان در تاريخ موجب تفرقه وتشتّت است .
اسلامى كه همهء فرق وأقوام وعشاير را از عرب وعجم وتُرك وكُرد وهندو ، وشرقي وغربى ، وسياه وسپيد ، وزرد وسرخ را با همهء اختلاف آداب وعادات قومي در زير يك پرچم واحد توحيد جمع كرده است ، چقدر نازيباست كه تاريخ كه از أهمّ أمور اتّحاد واتّفاق وموجب تحكيم روابط ميان آنهاست ، آنان را يله ورها سازد وهر كس دنبال مرام ومقصدى به انتخاب خود در اين مورد برود ؟
تسلط أجانب ، بر أصل افتراق مسلمين صورت گرفت
اتّحاد تاريخ همچون اتّحاد زبان در عبادات
و